غروب دولت غزنويان
نوشته شده توسط Admin در تاریخ ۱۳۸۶/۷/۸ (1548 بار خوانده شده)
غروب دولت غزنويان
تحقيق از: آنادردي عنصري
اين مجموعه به پاسداشت سالگرد پيروزي سلجوقيان درجنگ دندانقان در تاريخ جمعه 9 رمضان 431 ه.ق و تأسيس دولت سلجوقيان بزرگ درايران گردآوري شده است . برمبناي تقويم قمري سه سال ديگر يعني در روز 9 رمضان سال 1431 ه. ق هزاره ي تأسيس امپراطوري سلجوقيان بزرگ فرا خواهد رسيد.
پيشگفتار
ازحدود دو قرن پيش ازميلاد كه قوم هيونگ نو (هون ) درپي شكست از سپاهيان امپراطوري چين رو به بخش هاي غربي سرزمين مغولستان عقب نشست و در مسير خودباعث جابجايي قوم « يوئه چه » شد و اين قوم نيز درمسير مهاجرت اجباري خودبه جانب استپ هاي غرب آسيا اقوام « ووسون » را جابجا كرد، سلسله اي ازتحركات وجابجايي هاي اقوام كوچر وترك – مغول ازاستپ هاي آسياي عليا به جانب استپ هاي آسياي وسطي آغازشد كه تا
قرن ها بعد بطور دوره اي ادامه داشت و تأثيرات شگرف و عميق درصورت بندي تكامل اجتماعي و سياسي جوامع درگير درآسياي ميانه و فلات ايران و آسياي صغير بجاي گذاشت . دو نمونه از نتايج اوليه اين تحركات يكي ساخت ديوارعظيم چين بود كه به منظور حفاظت امپراطوري چين از حملات ويرانگر اقوام كوچر وشمالي مانند هيونگ – نوهاي مذكور ايجاد شده بود وديگري جابجايي قوم يوئه چه درتخارستان وبدنبال آن شكل گيري امپراطوري كوشان
دربخشي ازمنطقه هندوستان وتخارستان درمرزهاي شرقي فلات ايران بود.
نزديك به شش قرن طول كشيد تا اقوام ترك –مغول ساكن دروادي اورخون به سبب درگيري هاي داخلي وبا جبار ويا با انگيزه هاي جهانگشايي مسيرهاي مهاجرتي خودرا وسعت داده ودر دوجهت متفاوت كوچ هاي هراس انگيز خودرا سازمان دادند.هفتال ها كه نام آنها درمنابع چيني«يه ته » ودرتواريخ اسلامي «هياطله » ودرآثار بيزانسي « هفتاليت» ثبت شده است با جبار ودرنتيجه فشار«هون »ها روبه جانب تركستان درمسيرجنوبغربي پيشروي كردند ودرمزرهاي شمالشرقي خراسان با سپاهيان امپراطوري ساساني مواجه شدند كه درنهايت نيز پس ازقبول شكست از فيروز ساساني با ناكامي روبه سمت سرزمين هاي تخارستان وهندوستان تغييرمسيردادند. ايرانيان به تأسي ازتجربه سلاطين چين وبا هدف جلوگيري ازهجوم ويرانگر اقوام مهاجر مبادرت به احداث ديوار دفاعي ازمسير ساحل درياي خزر رو به جانب شرق كردند.
بقاياي حاكميت هياطله (هفتاليان ) در نيمه قرن ششم ميلادي با هجوم اقوام كوچر و ديگري مواجه شد. اين بار تركان غربي «اون اوق » بودند كه به عنوان بخشي ازامپراطوري گوك ترك شرقي روبه سوي غرب پيشروي كردند و ناحيه وسيعي شامل سرزمين هاي واقع در غرب كوهستان هامي تا سواحل شرقي درياي خزر را تصاحب كرده و حاكميت هفتاليان را براين منطقه بطور قطع خاتمه دادند وبه عنوان يك نيروي سياسي مقتدردركناردو قدرت سياسي
مسلط آن زمان ،ايران ساساني وامپراطوري بيزانس درهمسايگي مرزهاي شرقي وشمالشرقي ايران وارد معادلات سياسي شدند . اين قدرت نوظهور درتاريخ به نام امپراطوري خاقان نشين گوك ترك غربي شناخته مي شود. خاقان نشين گوك ترك غربي درادامه متوجه مسيرمهاجرتي استپ هاي جنوب سيبري شد، وازاين مسيركه اكنون ديگريه يك مسيرمهاجرتي –تهاجمي شناخته شده به غرب –سرزمين هاي شمال واروپاي شرقي – تبديل شده بودحاكميت خودرا به اقوام ساكن درسرزمين هاي شمال مثل بلغارها ، برتاس ها وخزرها وساير اقوام ساكن درمنطقه قفقاز اعمال نمود.
خاقان نشين گوك ترك غربي به منظوركنترل جاده ابريشم وعوايد اقتصادي آن وارد رقابتي سخت با دولت ساساني شد. اين رقابت دربعضي موارد منجربه بروز جنگ هايي بين دودولت مي شد اما خاقان نشين گوك ترك غربي هيچگاه نتوانست ازمرزهاي شمالشرقي ايران به داخل نفوذكند،همانگونه كه پيش ازآنها ماساژت ها وهفتال ها نيز هيچگاه نتوانستند ديواردفاعي شمالشرقي ايران را بشكنند. بررسي دلايل اين عدم توفيق مهاجمين وموفقيت مدافعين دراينجا مدنظر نيست،غرض اينست كه نشان داده شودمرزهاي شرقي وشمالشرقي كشورايران قرون متمادي مورد تهاجم اقوام كوچرو بود اما آنها قادرنبودند اين مرزها رابگشايند.
بنظرمي رسد گوك ترك هاي غربي يابه بيان ديگر اون اوق ها آخرين اقوامي بودند كه تاپشت ديوارهاي دفاعي مرزهاي شمالشرقي ايران پيشروي كردند وبعضا ً دربرخي نواحي آن مثل دهستان ساكن شدند .اين وضع تا حدود قرن هفتم ميلادي دوام داشت . دراين هنگام بودكه امپراطوري ايران براي باردوم ازجانب مرزهاي غربي خودمورد تهاجم نيروهاي خارجي قرارگرفت وشكست خورد. نيروهاي مهاجم اما اين باراعراب مسلماني بودند كه به قصد جهانگيركردن دين جديد خوداسلام روبه سمت فلات ايران آوردند ودرپيشروي خودازمرزهاي شرق وشمالشرقي ايران گذر كرده وسرزمين هاي تحت سلطه خاقان نشين ترك را تصرف كردند .آخرين بقاياي خاقان نشين گوك ترك غربي تحت عنوان خاقان نشين تورگيش درميان حملات تركان و چيني ها ازشرق ومسلمانان ازغرب تاب مقاومت نياورده
ودرنيمه دوم قرن ششم ميلادي سال766 مضمحل شد. ازآن پس اقوام ترك ساكن درماوراءالنهر وتركستان درخارج از مرزهاي خلافت اسلامي وتحت فشاردوقدرت سياسي حاكم درشرق –امپراطوري چين – ودرجنوب وغرب – خلافت اسلامي – يك حيات حاشيه نشيني را اختيار كردند وبيشتر درگير تصادمات داخلي بين خودبودند .اساس اين تصادمات
رانيز تصرف چراگاه براي احشام وزمين براي سكونت تشكيل مي داد. طبق سنت رايج درتاريخ استپ سمت وسوي اين تصادمات وجابجايي هاي ناشي ازآن ازجانب شرق به غرب بود وازمسير مهاجرتي – تهاجمي شناخته شده جنوب سيبري تا اروپاي شرقي امتداد مي يافت . ازشواهد تاريخي –جفرافيايي چنين برمي آيد كه درقرن دهم ميلادي /چهارم قمري مرحله اساسي روند جابجايي اقوام ترك تكميل شده وهريك ازاين اقوام درمحدوده جغرافيايي مشخصي مستقرشده بودند. دريك تقسيم بندي كلي،اقوام ترك ساكن درتركستان وماورءالنهررا به دوبخش مي توان تقسيم كرد: تركان شرقي، تركان غربي .
1- تركان شرقي در واقع اقوام و طوائف منشعب از خاقان نشين شرقي بودند كه تحت فشار امپراطوري چين و اقوام مغول بالاجبارمساكن اوليه خودرا ترك كرده وبه تركستان وارد مي شدند ودرحوزه هاي كاشغر وايسيق كول وتالاس مستقرمي شدند. مثل : اويغور، قارلوق ويغما .
2- تركان غربي يابه عبارتي «اون اوق » ها نيزكه دراين دوره با نام عمومي اوغوزها وپچنگ ها شناخته مي شدند تحت فشارقارلوق ها و . . . روبسوي غرب درامتداد سواحل سفلاي رودخانه سيحون– سيردريا – وبيابان هاي خوارزم و درياي خزر مستقرمي شدند .
بنظر مي رسد قرن چهارم قمري/دهم ميلادي /نقطه عطفي درتاريخ همين تركان اوغوز باشد. آغازهزاره دوم ميلادي همزمان است با قدرت يابي اوغوزان كه تحت رهبري خاندان سلجوقي پس ازطي مراحلي روبه سوي جنوب سرازيرشده ومرزهاي شمالشرق ايران راكه قرن هابه روي مهاجمين ترك وغيرترك بسته مانده بودمي گشايند واساسي
را درحاكميت سياسي ايران پايه گذاري مي كنند كه تاپايان هزاره دوم ميلادي با قوت به حيات خودادامه مي دهد وآن حاكميت سياسي عنصر ترك در درون كشورايران است .البته پيش ازخاندان سلجوقي سلسله غزنويان كه پايه گذار ان آن نيزترك بودنددرايران حكومت داشتند. اما تفاوتي كه بين اين دوسلسله است دراينجاست كه موسسين دولت غزنويان اولا ً يك خاندان تركي با وابسته گي هاي قوي عشيره تي نبودند كه به تبع آن حمايت وپشتيباني قبيله اي محكمي به دنبال داشته باشند. دوم اينكه افرادي مثل آلپ تگين وسبك تگين صرفنظر ازوابسته گي هاي پيشين قبيله ئي وخانوادگي بهرحال درشرائط يك غلام وارد محدوده حكومت ايران شده بودند .اما سلجوقيان علاوه بردارا بودن يك پيشينه حكومتي
روشن ووابسته گي قوي عشيره تي درميان اوغوزان نه درشرائط برده گي بل كه دركسوت فاتحين از دروازه هاي مرزهاي شمالشرق ايران وارد شده ودرهمان حال نيز بنابه سنت رايج وكهن تركان نشانه هايي ازيك فرهنگ سياسي- حكومتي راباخود به همراه داشتند. كمان وتيرهايي كه ارسلان اسرائيل بن سلجوق درهنگام ملاقات با سلطان محمودبه همراه داشت و خلف فاتح اوطغرل بگ به هنگام ورود به نيشابوربخود حمايل كرده بوددرفرهنگ کهن تركان اوغوز هيچ معنايي جزحاكميت سياسي را مستفاد نمي كرد. راست گفت ريچارد فراي كه «باسلجوقيان دوراني پايان گرفت ودوراني نو آغازشد » .
غروب دولت غزنويان
زمان صبح روز جمعه نهم ماه رمضان سال 431 قمري است . مكان بيابان هاي خشك وقحطي زده ي حومه دندانقان .اين دندانقان قلعه ي كوچكي بودبين راه سرخس ومرو ومحل تلاقي تعيين كننده ي دوسپاه متخاصم .
دريكسوسپاه مجهز،انبوه ،سنگين وكثيرالملٌه ي دولت غزنويان ودرسوي مقابل سپاه اندك،سبكباروبا سازمان قبيله ايسلجوقيان .
سلطان مسعود بعد ازناكامي هاي بسياردرمواجه با « مسئله تركمن » اين بارآمده بود تابه مدد سپاه گران خودبراي هميشه ازشرسلجوقيان خودرابرهاندوتركمنان را ازخراسان براند.
اودررسيدن به اين هدف به سپاه پرعِدّه وعُدّه ي خودسخت اميد بسته بود.امااوضاع ازلوني ديگر بود.ازجهت اقليمي گرماي طاقت فرساي تابستان و طبيعت خشك وبياباني منطقه ي دندانقان، قحطي حادث شده، چاه هاي آبي كه توسط تركمن ها يا كورشده بودند ويامسموم وازجهت رواني سپاه خسته،تشنه وفرسوده ي غزنوي كه ازپاره هاي قومي – هندو،كرد ديلمي ،تاجيك وغلامان ترك – ناهمگون تشكيل شده بود.
سپاه سلجوقي اما ازجهت تعداد اندك بود و شرائط اقليمي براي آنها مساعد زيرا كه بيابان آنها را مادر بود وبه تحمل سختي ها وشدائد خوي كرده .
حال پس از تخاصمات جسته و گريخته اي كه دو سپاه داشتند و غالبا ً نيز با فيروزي سپاه سلجوقي به انجام مي رسيد دوسپاه در روزواقعه جمعه نهم ماه رمضان 431 قمري مقابل هم صف آرايي كردند .
برطبل جنگ كوفتند و در يكديگر آويختند .اما اين بار آويختن چندان به درازا نكشيد . تا نماز ظهر كارجنگ ساخته آمد و به قول ابوالفضل بيهقي « . . . وحالي صعب بيقتاد كه ازدريافت آن چه راي ما و چه راي نامداران عاجزماندند.1 »
نظام سپاه پراهبت وپرعُدٌت غزنوي ازهم گسيخت وغزنويان هراسان به هرسوروبه هزيمت نهادند. حوالي بعداز-ظهرروزواقعه ،ميدان جنگ فقط كشته ها وزخمي هاي غزنويان را درخودجاي داده بود.وهزاران سواروپياده كه روبه جانب رودآموي وروبه جانب هرات پريشانحال وهراسان درحال هزيمت بودند.درحالي كه پرچم ها،علامتها و ملزومات ديواني وتمام تداركات خودرا درميدان جنگ رها ساخته بودند .سراپرده ي سلطاني به يغمارفته بود.
كاغذها و دواتخانه ي سلطنتي از هم پاشيده و در ميدان جنگ دستخوش باد بود و بيشترضايع شده بود و سپاه مظفرسلجوقي به كارگرد كردن غنائم مشغول .
« . . .واندازه نيست آن راكه به دست اين قوم افتاداز زروسيم وجامه وستور.2» بدينگونه بودكه همزمان باغروبخورشيد روزجمعه نهم رمضان 431 قمري آفتاب دولت غزنويان نيز دربيابان حصاردندانقان به غروب نشست و « . . . خراسان ازدست بشد » .
صبح روزبعدتقديربرطلوع آفتاب دولت تركمنان سلجوقي رقم زد. وطغرل بگ برسريرشاهي تكيه زد وخطبه به نام اوخواندند .
سلجوقيان درگام نخست خراسان راصاحب شده بودند .« با سلجوقيان دوراني پايان گرفت و دوراني نوآغازشد3 » معماران اوليه ي اين دوران نوادگان باكياست سلجوق ،طغرل بگ وچاغري بگ بودند.
براستي «تركمنان سلجوقي » كيان بودند وچه پيشينه اي داشتند كه توانستندكاري بدين سترگي وعظمت رابه انجام رسانند و با فتح دندانقان سلطنتي رابنيان گذارند كه ازبيابان هاي شرق تركستان تا سواحل آبي مديترانه را درگستره ي خود داشت .
اين سلجوقيان كيان بودند ؟ !
1- تاريخ بيهقي .ويراسته جعفرمدرس صادقي . ص 540
2- همانجا ص 536
3- عصرزرين فرهنگ ايران–ريچاردفراي .ترجمه مسعود رجب نيا.انتشارات سروش تهران 1363 – ص 243
تحقيق از: آنادردي عنصري
اين مجموعه به پاسداشت سالگرد پيروزي سلجوقيان درجنگ دندانقان در تاريخ جمعه 9 رمضان 431 ه.ق و تأسيس دولت سلجوقيان بزرگ درايران گردآوري شده است . برمبناي تقويم قمري سه سال ديگر يعني در روز 9 رمضان سال 1431 ه. ق هزاره ي تأسيس امپراطوري سلجوقيان بزرگ فرا خواهد رسيد.
پيشگفتار
ازحدود دو قرن پيش ازميلاد كه قوم هيونگ نو (هون ) درپي شكست از سپاهيان امپراطوري چين رو به بخش هاي غربي سرزمين مغولستان عقب نشست و در مسير خودباعث جابجايي قوم « يوئه چه » شد و اين قوم نيز درمسير مهاجرت اجباري خودبه جانب استپ هاي غرب آسيا اقوام « ووسون » را جابجا كرد، سلسله اي ازتحركات وجابجايي هاي اقوام كوچر وترك – مغول ازاستپ هاي آسياي عليا به جانب استپ هاي آسياي وسطي آغازشد كه تا
قرن ها بعد بطور دوره اي ادامه داشت و تأثيرات شگرف و عميق درصورت بندي تكامل اجتماعي و سياسي جوامع درگير درآسياي ميانه و فلات ايران و آسياي صغير بجاي گذاشت . دو نمونه از نتايج اوليه اين تحركات يكي ساخت ديوارعظيم چين بود كه به منظور حفاظت امپراطوري چين از حملات ويرانگر اقوام كوچر وشمالي مانند هيونگ – نوهاي مذكور ايجاد شده بود وديگري جابجايي قوم يوئه چه درتخارستان وبدنبال آن شكل گيري امپراطوري كوشان
دربخشي ازمنطقه هندوستان وتخارستان درمرزهاي شرقي فلات ايران بود.
نزديك به شش قرن طول كشيد تا اقوام ترك –مغول ساكن دروادي اورخون به سبب درگيري هاي داخلي وبا جبار ويا با انگيزه هاي جهانگشايي مسيرهاي مهاجرتي خودرا وسعت داده ودر دوجهت متفاوت كوچ هاي هراس انگيز خودرا سازمان دادند.هفتال ها كه نام آنها درمنابع چيني«يه ته » ودرتواريخ اسلامي «هياطله » ودرآثار بيزانسي « هفتاليت» ثبت شده است با جبار ودرنتيجه فشار«هون »ها روبه جانب تركستان درمسيرجنوبغربي پيشروي كردند ودرمزرهاي شمالشرقي خراسان با سپاهيان امپراطوري ساساني مواجه شدند كه درنهايت نيز پس ازقبول شكست از فيروز ساساني با ناكامي روبه سمت سرزمين هاي تخارستان وهندوستان تغييرمسيردادند. ايرانيان به تأسي ازتجربه سلاطين چين وبا هدف جلوگيري ازهجوم ويرانگر اقوام مهاجر مبادرت به احداث ديوار دفاعي ازمسير ساحل درياي خزر رو به جانب شرق كردند.
بقاياي حاكميت هياطله (هفتاليان ) در نيمه قرن ششم ميلادي با هجوم اقوام كوچر و ديگري مواجه شد. اين بار تركان غربي «اون اوق » بودند كه به عنوان بخشي ازامپراطوري گوك ترك شرقي روبه سوي غرب پيشروي كردند و ناحيه وسيعي شامل سرزمين هاي واقع در غرب كوهستان هامي تا سواحل شرقي درياي خزر را تصاحب كرده و حاكميت هفتاليان را براين منطقه بطور قطع خاتمه دادند وبه عنوان يك نيروي سياسي مقتدردركناردو قدرت سياسي
مسلط آن زمان ،ايران ساساني وامپراطوري بيزانس درهمسايگي مرزهاي شرقي وشمالشرقي ايران وارد معادلات سياسي شدند . اين قدرت نوظهور درتاريخ به نام امپراطوري خاقان نشين گوك ترك غربي شناخته مي شود. خاقان نشين گوك ترك غربي درادامه متوجه مسيرمهاجرتي استپ هاي جنوب سيبري شد، وازاين مسيركه اكنون ديگريه يك مسيرمهاجرتي –تهاجمي شناخته شده به غرب –سرزمين هاي شمال واروپاي شرقي – تبديل شده بودحاكميت خودرا به اقوام ساكن درسرزمين هاي شمال مثل بلغارها ، برتاس ها وخزرها وساير اقوام ساكن درمنطقه قفقاز اعمال نمود.
خاقان نشين گوك ترك غربي به منظوركنترل جاده ابريشم وعوايد اقتصادي آن وارد رقابتي سخت با دولت ساساني شد. اين رقابت دربعضي موارد منجربه بروز جنگ هايي بين دودولت مي شد اما خاقان نشين گوك ترك غربي هيچگاه نتوانست ازمرزهاي شمالشرقي ايران به داخل نفوذكند،همانگونه كه پيش ازآنها ماساژت ها وهفتال ها نيز هيچگاه نتوانستند ديواردفاعي شمالشرقي ايران را بشكنند. بررسي دلايل اين عدم توفيق مهاجمين وموفقيت مدافعين دراينجا مدنظر نيست،غرض اينست كه نشان داده شودمرزهاي شرقي وشمالشرقي كشورايران قرون متمادي مورد تهاجم اقوام كوچرو بود اما آنها قادرنبودند اين مرزها رابگشايند.
بنظرمي رسد گوك ترك هاي غربي يابه بيان ديگر اون اوق ها آخرين اقوامي بودند كه تاپشت ديوارهاي دفاعي مرزهاي شمالشرقي ايران پيشروي كردند وبعضا ً دربرخي نواحي آن مثل دهستان ساكن شدند .اين وضع تا حدود قرن هفتم ميلادي دوام داشت . دراين هنگام بودكه امپراطوري ايران براي باردوم ازجانب مرزهاي غربي خودمورد تهاجم نيروهاي خارجي قرارگرفت وشكست خورد. نيروهاي مهاجم اما اين باراعراب مسلماني بودند كه به قصد جهانگيركردن دين جديد خوداسلام روبه سمت فلات ايران آوردند ودرپيشروي خودازمرزهاي شرق وشمالشرقي ايران گذر كرده وسرزمين هاي تحت سلطه خاقان نشين ترك را تصرف كردند .آخرين بقاياي خاقان نشين گوك ترك غربي تحت عنوان خاقان نشين تورگيش درميان حملات تركان و چيني ها ازشرق ومسلمانان ازغرب تاب مقاومت نياورده
ودرنيمه دوم قرن ششم ميلادي سال766 مضمحل شد. ازآن پس اقوام ترك ساكن درماوراءالنهر وتركستان درخارج از مرزهاي خلافت اسلامي وتحت فشاردوقدرت سياسي حاكم درشرق –امپراطوري چين – ودرجنوب وغرب – خلافت اسلامي – يك حيات حاشيه نشيني را اختيار كردند وبيشتر درگير تصادمات داخلي بين خودبودند .اساس اين تصادمات
رانيز تصرف چراگاه براي احشام وزمين براي سكونت تشكيل مي داد. طبق سنت رايج درتاريخ استپ سمت وسوي اين تصادمات وجابجايي هاي ناشي ازآن ازجانب شرق به غرب بود وازمسير مهاجرتي – تهاجمي شناخته شده جنوب سيبري تا اروپاي شرقي امتداد مي يافت . ازشواهد تاريخي –جفرافيايي چنين برمي آيد كه درقرن دهم ميلادي /چهارم قمري مرحله اساسي روند جابجايي اقوام ترك تكميل شده وهريك ازاين اقوام درمحدوده جغرافيايي مشخصي مستقرشده بودند. دريك تقسيم بندي كلي،اقوام ترك ساكن درتركستان وماورءالنهررا به دوبخش مي توان تقسيم كرد: تركان شرقي، تركان غربي .
1- تركان شرقي در واقع اقوام و طوائف منشعب از خاقان نشين شرقي بودند كه تحت فشار امپراطوري چين و اقوام مغول بالاجبارمساكن اوليه خودرا ترك كرده وبه تركستان وارد مي شدند ودرحوزه هاي كاشغر وايسيق كول وتالاس مستقرمي شدند. مثل : اويغور، قارلوق ويغما .
2- تركان غربي يابه عبارتي «اون اوق » ها نيزكه دراين دوره با نام عمومي اوغوزها وپچنگ ها شناخته مي شدند تحت فشارقارلوق ها و . . . روبسوي غرب درامتداد سواحل سفلاي رودخانه سيحون– سيردريا – وبيابان هاي خوارزم و درياي خزر مستقرمي شدند .
بنظر مي رسد قرن چهارم قمري/دهم ميلادي /نقطه عطفي درتاريخ همين تركان اوغوز باشد. آغازهزاره دوم ميلادي همزمان است با قدرت يابي اوغوزان كه تحت رهبري خاندان سلجوقي پس ازطي مراحلي روبه سوي جنوب سرازيرشده ومرزهاي شمالشرق ايران راكه قرن هابه روي مهاجمين ترك وغيرترك بسته مانده بودمي گشايند واساسي
را درحاكميت سياسي ايران پايه گذاري مي كنند كه تاپايان هزاره دوم ميلادي با قوت به حيات خودادامه مي دهد وآن حاكميت سياسي عنصر ترك در درون كشورايران است .البته پيش ازخاندان سلجوقي سلسله غزنويان كه پايه گذار ان آن نيزترك بودنددرايران حكومت داشتند. اما تفاوتي كه بين اين دوسلسله است دراينجاست كه موسسين دولت غزنويان اولا ً يك خاندان تركي با وابسته گي هاي قوي عشيره تي نبودند كه به تبع آن حمايت وپشتيباني قبيله اي محكمي به دنبال داشته باشند. دوم اينكه افرادي مثل آلپ تگين وسبك تگين صرفنظر ازوابسته گي هاي پيشين قبيله ئي وخانوادگي بهرحال درشرائط يك غلام وارد محدوده حكومت ايران شده بودند .اما سلجوقيان علاوه بردارا بودن يك پيشينه حكومتي
روشن ووابسته گي قوي عشيره تي درميان اوغوزان نه درشرائط برده گي بل كه دركسوت فاتحين از دروازه هاي مرزهاي شمالشرق ايران وارد شده ودرهمان حال نيز بنابه سنت رايج وكهن تركان نشانه هايي ازيك فرهنگ سياسي- حكومتي راباخود به همراه داشتند. كمان وتيرهايي كه ارسلان اسرائيل بن سلجوق درهنگام ملاقات با سلطان محمودبه همراه داشت و خلف فاتح اوطغرل بگ به هنگام ورود به نيشابوربخود حمايل كرده بوددرفرهنگ کهن تركان اوغوز هيچ معنايي جزحاكميت سياسي را مستفاد نمي كرد. راست گفت ريچارد فراي كه «باسلجوقيان دوراني پايان گرفت ودوراني نو آغازشد » .
غروب دولت غزنويان
زمان صبح روز جمعه نهم ماه رمضان سال 431 قمري است . مكان بيابان هاي خشك وقحطي زده ي حومه دندانقان .اين دندانقان قلعه ي كوچكي بودبين راه سرخس ومرو ومحل تلاقي تعيين كننده ي دوسپاه متخاصم .
دريكسوسپاه مجهز،انبوه ،سنگين وكثيرالملٌه ي دولت غزنويان ودرسوي مقابل سپاه اندك،سبكباروبا سازمان قبيله ايسلجوقيان .
سلطان مسعود بعد ازناكامي هاي بسياردرمواجه با « مسئله تركمن » اين بارآمده بود تابه مدد سپاه گران خودبراي هميشه ازشرسلجوقيان خودرابرهاندوتركمنان را ازخراسان براند.
اودررسيدن به اين هدف به سپاه پرعِدّه وعُدّه ي خودسخت اميد بسته بود.امااوضاع ازلوني ديگر بود.ازجهت اقليمي گرماي طاقت فرساي تابستان و طبيعت خشك وبياباني منطقه ي دندانقان، قحطي حادث شده، چاه هاي آبي كه توسط تركمن ها يا كورشده بودند ويامسموم وازجهت رواني سپاه خسته،تشنه وفرسوده ي غزنوي كه ازپاره هاي قومي – هندو،كرد ديلمي ،تاجيك وغلامان ترك – ناهمگون تشكيل شده بود.
سپاه سلجوقي اما ازجهت تعداد اندك بود و شرائط اقليمي براي آنها مساعد زيرا كه بيابان آنها را مادر بود وبه تحمل سختي ها وشدائد خوي كرده .
حال پس از تخاصمات جسته و گريخته اي كه دو سپاه داشتند و غالبا ً نيز با فيروزي سپاه سلجوقي به انجام مي رسيد دوسپاه در روزواقعه جمعه نهم ماه رمضان 431 قمري مقابل هم صف آرايي كردند .
برطبل جنگ كوفتند و در يكديگر آويختند .اما اين بار آويختن چندان به درازا نكشيد . تا نماز ظهر كارجنگ ساخته آمد و به قول ابوالفضل بيهقي « . . . وحالي صعب بيقتاد كه ازدريافت آن چه راي ما و چه راي نامداران عاجزماندند.1 »
نظام سپاه پراهبت وپرعُدٌت غزنوي ازهم گسيخت وغزنويان هراسان به هرسوروبه هزيمت نهادند. حوالي بعداز-ظهرروزواقعه ،ميدان جنگ فقط كشته ها وزخمي هاي غزنويان را درخودجاي داده بود.وهزاران سواروپياده كه روبه جانب رودآموي وروبه جانب هرات پريشانحال وهراسان درحال هزيمت بودند.درحالي كه پرچم ها،علامتها و ملزومات ديواني وتمام تداركات خودرا درميدان جنگ رها ساخته بودند .سراپرده ي سلطاني به يغمارفته بود.
كاغذها و دواتخانه ي سلطنتي از هم پاشيده و در ميدان جنگ دستخوش باد بود و بيشترضايع شده بود و سپاه مظفرسلجوقي به كارگرد كردن غنائم مشغول .
« . . .واندازه نيست آن راكه به دست اين قوم افتاداز زروسيم وجامه وستور.2» بدينگونه بودكه همزمان باغروبخورشيد روزجمعه نهم رمضان 431 قمري آفتاب دولت غزنويان نيز دربيابان حصاردندانقان به غروب نشست و « . . . خراسان ازدست بشد » .
صبح روزبعدتقديربرطلوع آفتاب دولت تركمنان سلجوقي رقم زد. وطغرل بگ برسريرشاهي تكيه زد وخطبه به نام اوخواندند .
سلجوقيان درگام نخست خراسان راصاحب شده بودند .« با سلجوقيان دوراني پايان گرفت و دوراني نوآغازشد3 » معماران اوليه ي اين دوران نوادگان باكياست سلجوق ،طغرل بگ وچاغري بگ بودند.
براستي «تركمنان سلجوقي » كيان بودند وچه پيشينه اي داشتند كه توانستندكاري بدين سترگي وعظمت رابه انجام رسانند و با فتح دندانقان سلطنتي رابنيان گذارند كه ازبيابان هاي شرق تركستان تا سواحل آبي مديترانه را درگستره ي خود داشت .
اين سلجوقيان كيان بودند ؟ !
1- تاريخ بيهقي .ويراسته جعفرمدرس صادقي . ص 540
2- همانجا ص 536
3- عصرزرين فرهنگ ايران–ريچاردفراي .ترجمه مسعود رجب نيا.انتشارات سروش تهران 1363 – ص 243
| مقالات دیگر در این شاخه | در سایت قرار گرفته در |
| سفر به ترکمن صحرا با بررسی مکان های تاریخی منطقه | ۱۳۸۹/۵/۲۹ |
| افسانه پیدایش قوم ترکمن | ۱۳۸۹/۳/۱۷ |
| تراژدی ترکمن ها: زلزله عشق آباد(سال 1948) | ۱۳۸۹/۲/۲۲ |
| اگر قانون، قانون باشه؛ ممد آخون وكيل ميشه | ۱۳۸۸/۱۱/۲۸ |
| تاريخ قومي و قبايل تركمن | ۱۳۸۷/۸/۶ |
| آثار ترکمنان سلجوق در ایران | ۱۳۸۷/۷/۲۲ |
| « سلجوقيان » | ۱۳۸۷/۴/۱ |
| نادر شاه، شاه ترکمن | ۱۳۸۷/۲/۲۳ |
| باورهای عامیانه ترکمنها | ۱۳۸۷/۱/۱ |
| چگونگي پيدايش ذكر عرفاني خنجر | ۱۳۸۶/۱۰/۲۹ |
| لباس تركمن ها | ۱۳۸۶/۱۰/۲۹ |
| تاریخ و رفتار اجتماعی تركمن ها در یك نگاه | ۱۳۸۶/۸/۱۹ |
| بيان مختصرفرمانروايي سلطان طغرل بگ | ۱۳۸۶/۷/۸ |
| تأسيس دولت سلجوقيان | ۱۳۸۶/۷/۸ |
| غروب دولت غزنويان | ۱۳۸۶/۷/۸ |
| توركمن لرينگ نسيل داراغتي (شجره) | ۱۳۸۶/۴/۹ |
|
بیشک دیدگاه هر کس نشانهی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
|





