جستجو

جستجوی پیشرفته
ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:


واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
فهرست
آموزش و راهنمای سایت
تبلیغات متنی ویژه

شرکت ایلیاد گنبد

ثبت دامنه و میزبانی حرفه ای وب سایت

طراحی حرفه ای سایت

راه اندازی فروشگاه اینترنتی

www.ilyadgonbad.com

فروشگاه اینترنتی ترکمن صحرا

فروش کلیه کتابهای ترکمنی
فروش فیلم و موسیقی ترکمنی

فروش صنایع دستی ترکمن صحرا

eShop.TurkmenStudents.com

 

SmartSection is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of INBOX Solutions (http://inboxinternational.com)
مقالات > تاریخ ترکمن > تأسيس دولت سلجوقيان
تأسيس دولت سلجوقيان
نوشته شده توسط Admin در تاریخ ۱۳۸۶/۷/۸ (2196 بار خوانده شده)
تأسيس دولت سلجوقيان

تحقيق از: آنادردي عنصري
اين مجموعه به پاسداشت سالگرد پيروزي سلجوقيان درجنگ دندانقان در تاريخ جمعه 9 رمضان 431 ه.ق و تأسيس دولت سلجوقيان بزرگ درايران گردآوري شده است . برمبناي تقويم قمري سه سال ديگر يعني در روز 9 رمضان سال 1431 ه. ق هزاره ي تأسيس امپراطوري سلجوقيان بزرگ فرا خواهد رسيد.


د نياي بزرگ سلجوقيان « دوقاق » نام داشت كه باعنوان «تميرياليغ » به معني صاحب كمان آهنين در قرن سوم هجري قمري/ نهم ميلادي درخدمت « دولت يبغوي اوغوز» بود. دولت يبغوي اوغوز درسرزمين اوغوزان از حدود قرن سوم ه .ق /نهم ميلادي تشكيل شده بود ودولتي با تشكيلات قبيله اي بود.تختگاه دولت اوغوزدرشهر«يانگي كنت» واقع درساحل سفلاي رودسيحون مستقربود.دولت اوغوزازجنوب با دولت سامانيان وخوارزمشاهيان همسايه بود وازشمال با دولت خزران مرزهاي مشترك داشت.به تصريح منابع تاريخي دوقاق دراين دولت فردي صاحب حشمت وجاه بود.

بعدازفوت دوقاق فرزند وي بنام «سلجوق » درخدمت يبغوي اوغوزمشغول شد .وي دراوايل قرن چهارم ه.ق /دهم ميلادي به دنياآمده وبه جهت كارداني ودرايت به سمت لشگري «سوباشي » سپاه اوغوزبرگزيده شد .مقام سوباشي به معني «فرمانده لشكر» بعدازمقام يبغويي عالي ترين مقام در دولت يبغوي اوغوز بود.اين نشان دهنده موقعيت حكومتي عالي سلجوق بود. بعد ازمدتي بين يبغوي اوغوزوسلجوق سوباشي اختلافاتي بروزكرد. يبغو با تدارك توطئه اي قصد جان سلجوق را مي كند.سلجوق ازموضوع آگاه شده وبا خانواده ،جمعي از ياران ومال واموال خودروبه سوي جنوب مهاجرت مي كند. اين اتفاق حدودا ً بين سال هاي 320 ه.ق/ 931 ميلادي تا 350 ه.ق/ 961 ميلادي روي مي دهد. سلجوق باخدم وحشم خوددرحومه شهرجندمستقرمي شود.جندشهري نزديك خوارزم بودولي عموما ًشهري اوغوزنشين بودودرتابعيت دولت يبغوي اوغوزقرارداشت .

سلجوق دراولين اقدام وپس ازمشورت وتوافق با فرماندهانش بصورت دسته جمعي بدين اسلام واردمي شود.اندك زماني بعد سلجوق به كمك نيروهاي مسلح خود شهرجند را از كنترل مأموران يبغوي اوغوز خارج مي كند وخود يك دستگاه دولت محلي درجندتشكيل مي دهد. اين زمان به سبب جنگ هايي كه سلجوق با هم قومان كافرخود انجام مي داد لقب « سلجوق غازي » را مي گيرد و آوازه اي بهم مي زند. اين امر باعث توجه دولت ساماني به وي مي شود.دولت ساماني دراين زمان گرفتاردرگيري هاي داخلي چندي بود. ظاهرا ً درحدود سال 375 ه.ق/ 986 ميلادي اميرساماني نوح دوم «نوح بن منصور» به منظورغلبه برمشكلات داخلي و تهديدات خارجي بيشتراز ناحيه قره خانيان از سلجوق استمداد مي طلبد .سلجوق فرزندخوداسرائيل ملقب به ارسلان يابغو را باخدم وحشم خودبه جانب دولت ساماني اعزام
مي كند.سامانيان درعوض اين خدمت چراگاه هاي نوربخارا وسُغد سمرقند را دراختيارارسلان يابغو مي گذارند و به تصريح منابع اين اتفاق درسال 375ه.ق / 986 ميلادي روي مي دهد . ازاين تاريخ ببعد مودت و دلبسته گي بين دو خاندان آغازمي شود ورشته اين مودت تاپايان حيات آخرين بازمانده سامانيان- اسماعيل منتصر- نمي گسلد .

از اين تاريخ سلجوقيان عملا ً وارد منازعات حكومتي ماوراء النهرمي شوند و به نفع دولت ساماني با قره خانيان مي جنگند.درجريان فتح بخارا- تختگاه سامانيان – توسط قره خانيان اين سلجوقيان بودند كه واردعمل شده وقره خانيان راازبخارا مي رانند واميرساماني مجدداًًدربخارامستقرمي شود.بنظرمي رسددرجريان جنگ هاي سامانيان وقره خانيان سلجوقيان به عنوان يك نيروي قومي – نظامي قدرتمند خود را به طرف هاي اصلي بازي سياسي ماوراء النهر تحميل مي كنند.

درسال 389 ه.ق / 999 ميلادي قره خانيان مجدداً بخارا را تسخير مي كنند ودولت ساماني سقوط مي كند.

شاهزاده اسماعيل منتصر به كمك نيروهاي وفادار محلي واغوزان تا سال 1005 ميلادي/ 395 ه.ق نااميدانه مقاومت مي كند ودراين سال با مرگ وي آفتاب دولت آل سامان بطور قطع درخراسان غروب مي كند.

اين وقايع تقريباًهمزمان با فوت سلجوق اتفاق مي افتد .پس ازبخاك سپردن سلجوق درجندنيروهاي تحت امروي نيز به فرماندهي پسرش موسي و دونوه اش چاغري بگ داوود و طغرل بگ محمد رو به جنوب جندراترك مي كنند و به عموي قدرتمند خود ارسلان يابغو مي پيوندند. منابع تاريخي درباره تعداد فرزندان سلجوق بنيانگذار سلسله سلجوقيان اختلاف نظردارند .منابع تاريخي تعداد فرزندان وي راازسه تاپنج نفر ذكركرده اند.آنچه كه مسلم است همه منابع روي اسامي ميكائيل،اسرائيل –ارسلان يابغو - وموسي بعدها موسوم به – يبغو كلان – اتفاق نظر دارند.ميكائيل فرزند ارشد سلجوق دردهه آخر قرن دهم ميلادي درمصافي با تركان كافر كشته مي شود. سلجوق خود نگهداري وتربيت فرزندان خردسال وي – چاغري بگ داوود و طغرل بگ محمد –را برعهده مي گيرد.

اين زمان قره خانيان ،غزنويان و خوارزمشاهيان سه نيروي سياسي مسلط درمنطقه هستندكه به ويژه قره خانيان وغزنويان با هدف كنترل كامل برماوراء النهر وپركردن خلاء قدرت سياسي سامانيان بايكديگر وارد منازعه مي شوند آنگونه كه ازمنابع تاريخي مثل ملكنامه ،تاريخ كامل ابن اثير و روضة الصفا ميرخواند مستفاد مي شود. قره خانيان نيز يك دولت منسجم نبوده وبه شعباتي تقسيم مي شده اندهمين امرباعث بروزاختلافاتي بين خاندان هاي حاكم مي شده است.

علي تگين برادريوسف قدرخان ،خان قدرتمند قره خاني برعليه برادرسر به شورش بر مي دارد وبه منظورنيل به اهداف سياسي خودبا ارسلان يابغو كه اينك رهبري كل خاندان سلجوقي رابرعهده داشت متحد مي شود.آندوبه اتفاق هم بخاراراتصرف كرده وحاكميتي تشكيل مي دهند.ازسوي ديگر سلطان محمودغزنوي نيزكه اينك سلطه خودرا به غزنه،
نيمروز وجنوب خراسان تحكيم كرده بود به منظورتسلط به ماوراءالنهربا يوسف قدرخان قره خاني متحدشده وبخارا را تصرف مي كند.درجريان فتح بخارا علي تگين جان بدرمي برد وارسلان يابغو رهبر سلجوقيان دستگيروبه حكم سلطان محمود درقلعه كالنجر هندوستان زنداني مي شود. وي بعد از هفت سال حبس در سال 423 ه.ق / 1032 ميلادي فوت
مي كند.از وي دوپسررابنام مي شناسيم .غوتالميش ورسول تگين .غوتالميش بنيانگذاردولت سلجوقيان روم است .

بعدازفوت ارسلان يابغو تامدت كوتاهي سلجوقيان دراتحاد با قره خانيان بسر مي برندو اما دوواقعه مهم درروابط داخلي سلجوقيان حادث مي شود.اول اينكه رهبري سلجوقيان به موسي يبغو تنهافرزند بازمانده سلجوق سپرده ميشود.

وعلت لقب « يبغو كلان » كه درمنابع بعداز اسم وي مي آيد را دراين رابطه مي توان توضيح داد. البته درجريان عمل بنظرمي رسد دو نوه سلجوق،فرزندان ميكائيل يعني طغرل بگ محمد وچاغري بگ داوود رهبران اصلي و فرماندهان واقعي حركت هاي سياسي نظامي سلجوقيان بوده اند. دوم اينكه نيروهاي تحت رهبري اسرائيل -ارسلان يابغو-ازپذيرش رهبري جديد خاندان سرباز مي زنند وازتشكيلات خاندان جدا شده وبا حدود 4000 چادرتحت
فرماندهي تعدادي از بيگ هاي ارسلان يابغو با كسب اجازه از سلطان محمود غزنوي وارد خراسان مي شوند. اين اوغوزان درمسيرمهاجرتي خودازخراسان عبوركرده وبه سوي غرب ايران ،آذربايجان ،اران ،عراق عرب وتاآناطولي پيش مي روند اين گروه درمنابع تاريخي تحت عنوان « اوغوزهاي عراق » شناخته مي شوند.

ازجهت منطقه اي نيزدراين سال ها حدود425ه.ق/1036 ميلادي شرائط سياسي دگرگون مي شود.سلطان محمود غزنوي فوت مي كندوفرزند دوم وي با عنوان اميرمسعودبه تخت جانشيني پدرمي نشيند. علي تگين متحد سلجوقيان نيز فوت مي كند.آلتونتاش خوارزمشاه ،ديگر متحد سلجوقيان نيز ازدنيا مي رود.

با تغيير شرائط سياسي و قدرت يابي قره خانيان ،سلجوقيان در پي دعوت هارون خوارزمشاه، متحد جديد خود به جانب چراگاه هاي خوارزم درمنطقه درغان –اكنون دارغان آتا – درساحل سفلاي رود جيحون عزيمت مي كنند . شاه ملك – دشمن خوني سلجوقيان – كه در اين هنگام ازجانب غزنويان حاكم جند بود به اردوي سلجوقيان شبيخون سختي مي زندوبسياري ازسپاه سلجوقي كشته مي شوندوبنه آنها به غارت مي رود. هارون خوارزمشاه به ياري سلجوقيان آمده و آنها را پناه مي دهد .سلجوقيان شكست خورده در حمايت هارون خوارزمشاه در كوتاه مدتي خودرابه نيروي سلاح و تداركات بازسازي مي كنند.


سلجوقيان ازنظر روحي درموقعيت مساعدي نبودند .مي بايست بين ماندن درمنطقه ويا كوچي ديگر تصميم قطعي مي گرفتند. درشورايي كه تشكيل شد درنهايت همه با نظر چاغري بگ داوود موافقت كردند كه اصرار داشت درگيري باغزنويان راادامه دهند .

سلجوقيان درپي اين تصميم درمدتي كوتاه خودرابه نيروي سلاح وتداركات سازماندهي كردند وبا اردويي ده هزار نفره به سوي جنوب و ناحيه مرو كوچ خودرا آغازكردند .سلجوقيان دربيابان نساء اردو مي زنند و نامه اي به عنوان ابوالفضل سوري صاحب ديوان خراسان ارسال مي كنند .متن نامه در تاريخ بيهقي ضبط است . نامه به امضاء موسي يبغو ،طغرل بگ وچاغري بگ نگاشته مي شود وآنها خودرا موالي اميرالمومنين مي خوانند. متن نامه خودگوياي دليل حركت سلجوقيان به جانب مرو است . آنها عنوان مي كنند كه به خراسان به طلب اقامت ايل و چراي مال آمده اند و از صاحب ديوان خراسان تقاضا مي كنند كه ميانجي گري كرده وبراي آنها ازدربارطلب سرزمين كند .سلطان مسعود درمشورت با وزيرواركان دولت عليرغم توصيه وزيربه مدارا با سلجوقيان واستمالت از آنها ، رأي بر تنبيه سلجوقيان مي نهد وسپاهي گران به جانب سلجوقيان روانه مي كند.« برنشستن همان وشكستن همان ». سلجوقيان اردوي سنگين غزنويان را تار و مارمي كنند .سردارسپاه هزيمت مي كند و غنايمي كثير ازساز وبرگ و زروسيم به دست سلجوقيان مي افتد.سلطان مسعود دراولين پيكاررسمي با سلجوقيان شكستي زبونانه راتجربه مي كند و به اجبار به درخواست آنها پاسخ مساعدداده ومناطق دهستان به نام چاغري بگ داوود وفراوه به نام موسي يبغو كلان ونسابه نام طغرل بگ محمد واگذار مي شود. طبق توقيع سلطان مسعود لقب « دهقان» به همراه خلعت هاي فراوان به هريك اعطا مي شود.

قاضي صيني كه از جانب سلطان مسعود به سفارت نزد سلجوقيان رفته بود درگزارشي كه در بازگشت به دربارتنظيم مي كند يادآورمي شود كه« . . .اين قوم رابربادي عظيم ديدم .اكنون كه شدم ومي نمايد كه درايشان دميده اند . . .) وبه سلطان جدا ً هشدار مي دهد كه نسبت به حل قطعي اين مشكل تعلل نكند .اين وقايع درسال 426 ه .ق اتفاق افتاد.

درسال 428 قمري رسولان سلجوقيان با نامه اي ازرهبران خود به حضوروزير سلطان مسعودرسيدند .سلجوقيان دراين نامه كه متن ان درتاريخ بيهقي آمده است،مي نويسندكه چون به دليل مهاجرت ديگرتركمانان ازتركستان وپيوستن آنها به سلجوقيان جمعيت آنها فزوني گرفته اين ولايت كه سلطان مارا داده تنگ آمده است واز وزير تقاضا مي كنند كه وساطت كند واز سلطان بخواهد كه شهرهاي حاشيه بيابان مثل مرو، سرخس وباورد را نيزبه سلجوقيان واگذاركند.

وقول مي دهند كه درصورت قبول تقاضايشان درخدمت سلطان باشندوبه انتظام امورخراسان همت گمارند.اميرمسعود درجواب به تصريح گفت : . . . درميان ما وشما شمشير است ولشكرها ازبراي جنگ فرستاده آمده است ».طرفين مجددا ً خودرابراي جنگي ديگر آماده مي كنند .خبر مي رسد كه گروه هايي ازتركمن هاي عراقي وبلخان كوهي نيز به سلجوقيان پيوسته اند. امير مسعود نيز حاجب سباشي را در رأس لشكري عظيم براي يكسره كردن كارتركمانان گسيل مي كند.ازآن سوي بدون توجه به توصيه هاي وزير مبني برماندن درنيشابوربه بهانه غزا به هندوستان عزيمت مي كند وعملا ً از رويارويي مستقيم با تركمن هاي سلجوقي تن مي زند. درهمين حال تركمن ها سپاه ري را مغلوب كرده شهر را تصرف مي كنند .سپاه عظيم حاجب سباشي نيز درجنگ سرخس شكسته وازمقابل سلجوقيان به هزيمت مي رود.

سلجوقيان پس ازپيروزي درجنگ سرخس درسال 429 قمري مرو را نيز فتح مي كنند. ودرمرو بنام چاغري بگ داوودخطبه خوانده مي شود.هم دررمضان همين سال نيشابوررا نيزفتح مي كنند. طغرل بگ درنيشابوربه تخت سلطنت اميرمسعودتكيه مي زند وخطبه به نام وي خوانده مي شود. اعيان واشراف ورهبران مذهبي نيشابورهمه با طغرل بيعت مي كنند .اميرمسعودپس از ازدست دادن نيشابورو مرو ،چندي درغزنه اقامت مي كند وسپس دررمضان 429 قمري با يكصدهزارسوارجرٌار روبه سوي بلخ رهسپار مي شود. تااين باربه دست خود خراسان را از وجود سلجوقيان پاك كنند. اميرمسعوددرچند جنگ ازجمله جنگ تلخاب سلجوقيان را به هزيمت واميدارد و رو به جانب سرخس پيشروي مي كند.

سلجوقيان البته بيشتر با تاكتيك هاي جنگ وگريز با سپاه گران غزنوي مقابله مي كنند.اميرمسعود در دومنزلي سرخس اطراق مي كند. سلجوقيان درفرصت هاي مختلف به سپاه خسته و بي تحرك غزنوي حمله كرده و ضربه مي زنند. اين درگيري باضافه شرائط طبيعي سخت بيابان سرخس ، سپاه غزنوي راكلافه مي كند. اميرمسعود كه اوضاع نابسامان روحي سربازانش را مشاهده مي كندبا وزيرمشورت مي كند. وزير پيشنهاد مي كند.كه بطور تاكتيكي با سلجوقيان صلح كنندتافرصتي داشته باشندوسپاه بياسايد ونيروگيرد. تا مجددا‌ ً كارجنگ راازسرگيرند. اميرمسعودنظروزيررامي پسندد. رسولان به نزد سلجوقيان اعزام مي شوندبا پيشنهاد صلح واينكه درقبال پذيرش پيشنهاد صلح ،خواسته هاي انها اجابت خواهد شد و شهرهاي باورد و سرخس بديشان واگذارخواهد شد . بشرط اينكه فساد نكنند و رعايا را درمضيقه نگذارند وظلم نكنند .سلجوقيان پيشنهاد صلح را مي پذيرند .رسول غزنوي پس ازمدتي از نزد سلجوقيان بازمي گردد وگزارش مفصلي به شاه عرضه مي كند واز جمله مي گويد « اگرچه سلجوقيان پيشنهاد صلح را پذيرا شده اند اما به هيچ حال از
ايشان راستي نيايد ونخوت پادشاهي كه درسرايشان شده است زود بيرون نشود. . . كه نخوت پادشاهي و حلٌ وعقد و امرونهي و ولايت گرفتن درسرايشان شده بود. . . »

پس ازانعقاد صلح امير مسعود سپاه را به جانب هرات مي راند وبازمي گردد . . . واين درسال 430 ه .ق حادث شد امير مسعود مغبون ازشكست وصلح تحميل شده درهرات به كارتنبيه وآزار درباريان مي پردازد. وزير با درايت وي نيزبا مشاهده حال معتقد است « جزخاموشي روي نيست ».

دراين اثنا خبرهاي ناخوشايندي از سلجوقيان مي رسدكه طغرل به نيشابور وارد شده ،داوود به سرخس مُقام كرده ويناليان نسا وفراوه راتصاحب كرده اند..اميرمسعودبناچار بارديگربعزم جنگ با سلجوقيان راهي خراسان مي شود وبه جانب نسا لشكر مي راند.دراين سال قحطي درخراسان افتاد جنگ هاي بيهوده ،آواره گي ، خرابي روستاها و مزارع ، گرسنه گي وطبيعت سخت نواحي خراسان مردم و رعايا رابه ستوه آورده بود. دراين شرائط سلطان مسعود بارديگر با تدارك سپاهي گران روبه جانب مرو حركت مي كند .رهبران وفرماندهان سلجوقي نيز تمامي نيروهاي خودرا به تعداد 16هزارسوار درمرو مستقر مي كنند وبراي برخورد نهايي با سپاه مسعودتدارك مي بينند .سپاه غزنوي اما خسته ،تشنه وروحيه باخته است .وضعيت روحي سپاه راازين جمله سلطان مسعود مي توان درك كرد كه گفت :. . . كه بزرگ آفتي باشدشانزده هزارسوارنيك باقومي كاهل وبددل كه ما داريم. . . وصواب مارفتن به هرات بودوباآن قوم صلحي نهادن »اما ديگر جاي ترديد ودودلي نبود كه خصم درپيش رو بود ودرپس سر بيابان خشك و بي آب وعلف وسربازان خسته و بي رمق . ازروزپنجشنبه هشتم رمضان431ه .ق كارجنگ اغاز شد .وخصم هرساعت چيره ترومردم سلطان كاهل تر.درميانه ي پيكار گروه هايي از سربازان و غلامان ترك و برخي اعيان به سلجوقيان پيوستند . نفاق بين سپاهيان غزنوي درافتاد و نظام سپاه سنگين سلطاني ازهم گسيخت و . . . كس مركس رانايستاد ونظام بگسست و ازهمه ي جوانب و مردم ماهمه روي به هزيمت نهادند .اميرماند با تني چند ازغلامان ايشان . . . قيامت بديديم دراين جهان » اميرمسعود نيز چون اين بديد با اطرافيان خودپاي به گريختن گرفت . . . يكي فريادبرآورد كه : « رويد كه اميررفت » وهمه برفتند. واينگونه شدكه به دوروز-ازپنجشنبه هشتم رمضان تاظهرروزجمعه نهم رمضان– كارسپاه يكصدهزارنفري اميرمسعود غزنوي ساخته آمد و سپاه شانزده هزار نفري سلجوقيان دربيابان دندانقان از جان بزدند و فتح و نصرت نصيب كردند .

سلجوقيان بعدازحدود پنج سال درگيري نظامي با سلطان مسعود بالاخره درروزجمعه نهم رمضان سال431 ه .ق طي يك پيروزي قطعي درجنگ دندانقان ،غزنويان راشكستند ودرگام نخست خراسان راصاحب شدند .

درتنظيم اين مجموعه ازمآخذ ذيل استفاده شده است




1- تاريخ الكامل ابن اثير
2- اخبارالدولة السلجوقيه صدرالدين حسيني
3- زبدة النصره ونخبه العصره .( تاريخ بنداري) . بنداري اصفهاني
4- تاريخ بيهقي ابوالفضل بيهقي
5- تاريخ گرديزي عبدالحي گرديزي
6- تاريخ يميني ابونصر محمدعتبي
7- تاريخ ابوالفرج –گريگوري بارهبرائوس – متن تركي استانبولي
8- تاريخ مردم تركمن و. و بارتولد
9- تأسيس امپراطوري بزرگ سلجوقيان – محمدآلتاي كويمن - متن تركي استانبولي
10- دائرة المعارف اسلام (ماده سلجوق) كارجمعي - متن تركي استانبولي
11- دولت هاي ترك مسلمان - كارجمعي - متن تركي استانبولي
12- عصر زرين فرهنگ ايران – ريچارد فراي

مقالات دیگر در این شاخه در سایت قرار گرفته در
سفر به ترکمن صحرا با بررسی مکان های تاریخی منطقه
۱۳۸۹/۵/۲۹
افسانه پیدایش قوم ترکمن
۱۳۸۹/۳/۱۷
تراژدی ترکمن ها: زلزله عشق آباد(سال 1948)
۱۳۸۹/۲/۲۲
اگر قانون، قانون باشه؛ ممد آخون وكيل ميشه
۱۳۸۸/۱۱/۲۸
تاريخ قومي و قبايل تركمن
۱۳۸۷/۸/۶
آثار ترکمنان سلجوق در ایران
۱۳۸۷/۷/۲۲
« سلجوقيان »
۱۳۸۷/۴/۱
نادر شاه، شاه ترکمن
۱۳۸۷/۲/۲۳
باورهای عامیانه ترکمنها
۱۳۸۷/۱/۱
چگونگي پيدايش ذكر عرفاني خنجر
۱۳۸۶/۱۰/۲۹
لباس تركمن ها
۱۳۸۶/۱۰/۲۹
تاریخ و رفتار اجتماعی تركمن ها در یك نگاه
۱۳۸۶/۸/۱۹
بيان مختصرفرمانروايي سلطان طغرل بگ
۱۳۸۶/۷/۸
تأسيس دولت سلجوقيان
۱۳۸۶/۷/۸
غروب دولت غزنويان
۱۳۸۶/۷/۸
توركمن لرينگ نسيل داراغتي (شجره)
۱۳۸۶/۴/۹
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
 

 

سال 1389


تبلیغات


 

 

Design & Powered By: ilyadgonbad.com © 2002-2010
استفاده از مطالب سايت تنها با ذكر منبع مجاز است. تمامي حقوق اين وب سايت متعلق به شرکت تعاونی خدمات رایانه ای ایلیاد گنبد مي باشد.

توصیه اکید می شود که جهت افزایش سرعت باز شدن صفحات سایت از مرورگر اینترنت اکسپلور نسخه 8 و یا مرورگر موزیلا فایرفاکس نسخه 3 استفاده نمائید.