کانال تلگرام سایت
کانال سایت در تلگرام
تبلیغات



تبلیغات متنی ویژه

جراح و متخصص بیماریهای کلیه و فوق تخصص اندویورولوژی و لاپاراسکوپی پیشرفته


دارالترجمه رسمي قاضي (314تهران)
با مدیریت: ملاعاشور قاضی، مترجم رسمی زبان آلمانی و مترجم خبره زبان ترکمنی - قوه فضائیه
 88916906 - 021


انتشارات بشارت فر
با مدیریت: رجب محمد بشارت فر، ناشر کتب های اجتماعی و خانواده، مبتکر طرح های جدید کارت عروسی

شماره تماس: 09112761521



ارائه دهنده محصولات دانلودی( مقاله، پروژه، جزوه و کتاب و ... )


تبلیغات متنی شما در اینجا
ماهیانه 25 هزار تومان، نمایش در تمامی صفحات سایت
سال 1395
سال 1395
تبلیغات

مرور تاریخ / فتحعلي‌شاه و وضعيت تركمنها در آن دوره

تصویر کوچک شده فتحعلي‌شاه قاجار كه پس از كشته شدن عمويش زمام امور سلطنت ايران را در دست گرفت مردي خوشگذارن و عياش بود. وي به داشتن زنهاي متعدد و حرمسراي پرخرج معروف است. در زمان اين پادشاه ساده لوح و نالايق قاجاري بسياري از قسمت‌هاي ايران از جمله ايالت قفقاز به تصرف روسها درآمد. او حتي در خلال جنگهاي طولاني با روس و تهديدات انگليس نيز به فكر دفاع شايسته از كشور ايران و حفظ متصرفات عمويش آقا محمد خان نبود وهمواره به تعداد زنهايش مي‌افزود و اموال بيت‌المال را صرف هوسراني‌ها و عيش و نوشهايش مي‌كرد. فتح عليشاه فرزندان زيادي داشت و پسران او در جاي جاي كشور ايران به فرمانروايي پرداختند كه به تقليد از پدر خود بر مردمان ظلم و اجحاف مي‌كردند و به عياشي و حيف و ميل خزانه دولتي و اموال مردم مي‌پرداختند كه در نتيجه زيان جبران‌ناپذيري بر پيكرة كشور ايران وارد آمد.

فتحعلي‌شاه به هنگام جلوس در تخت شاهنشاهي بامشكلات و حوادث گوناگوني روبر شد از جمله حوادث داخلي شورش‌ها و اختلافات حاكمان محلي و شورش برادرش حسينقلي ميرزا بر عليه وي بود كه به مدت پنچ سال پادشاه جديد قاجار به دفع اين شورشها مشغول شد و در حقيقت در اين مدت فتح‌عليشاه با سركوب قيامهاي داخلي سلطنت قاجار را قوام و دوام بخشيد. از جمله: «مسئله تسخير خراسان. با موقعيت خاصي كه آن ناحيه بواسطة مجاورت با افغانستان و تركستان داشت در دورة پادشاهي فتحعليشاه يكي از مسائل مهم سياست داخلي او بود» . به همين علت شاه با تمام بيرحمي به شمال خراسان كه مقر تركمنها بود لشكر گسيل داشت و با قبايل تركمن به نبرد پرداخت و به كشتار آنها و غارت اموالشان مشغول شد. البته تركمنها در شورشهاي داخلي شركت نداشتند. بلكه شايد جزو سربازان فتح‌عليشاه محسوب مي‌شدند كه در فرو نشاندن اين شورشها نقش عمده‌اي ايفا كرده باشند. زيرا آنچه كه از شواهد و قراين مبرهن تاريخي برمي‌آيد در اوايل حكومت فتح‌عليشاه تركمنها در نيروهاي لشكري وي جاي داشتند و در مواقع حساس از آنها استفاده مي‌شد. حتي در دورة جنگ ايران با روس نيز از نيروهاي تركمن استفاده شده است. مثلاً در هنگامي كه فتح‌عليشاه عباس‌ميرزا را در چهاردهم صفر (سال 1219) براي دفاع از كشور در مقابل روسها فرستاد خود نيز با موكبي شاهانه در بيست و چهارم ماه مزبور حركت كرد و در چمن سلطانيه فرود آمد و در آنجا اسماعيل بيك را با فوجي از تركمنهاي يموت و گوگلان ضميمه لشكريان شاهزاده (عباس ميرزا) نمودند .

اما چند سال بعد فتح‌عليشاه سياست خصمانه‌اي را بر عليه تركمنها اعمال مي‌نمايد و با يك حملة ظالمانه بسياري از آنها را مي‌كشد و بار ديگر دشمني ديرينه بين ايرانيان و تركمنها شدت مي‌يابد و چنانكه قبلاً ذكر شد فتح‌عليشاه با اين كار ناشيانه خود و از دست دادن تركمنها و دشمني كردن با اين قوم، پايه‌هاي حكومت قاجاريه را سست مي‌كند و قسمت شمال ايران جايي كه تركمنها زندگي مي‌كردند از اطاعت او بيرن آمدند و تا پايان قاجاريه نسبت به اين حكومت تمرد و دشمني كردند. در رابطه با حمله فتح‌عليشاه به تركمنهاي تكة شمال خراسان در ناسخ‌التواريخ آمده است: «هم در اين وقت (سال 1224 هـ .ق) محمد ولي ميرزا فرمانگذار مملكت خراسان صورت رزم با تركمانان قبيله تكه را بدين گونه عرضه‌نگار داده بود: كه حسين خان قاجار قزويني سردار خراسان را با جمعي از دلاوران به قلع و قمع آن جماعت مامور ساخته روز يكشنبه هجدهم شهر ربيع‌الثاني در كنار رود طژن {=تجن} هر دو لشكر با هم دچار شده. آتش كارزار افروخته شد و حربي بزرگ در ميانه برفت. هم در پايان كار تركمانان شكسته شدند. برخي اسير و جماعتي مقتول گشتند. اسيراني كه سالهاي دراز به دست كرده بودند استرداد شد و اموال و اثقال ايشان منهوب گشت. بالجمله 500 نيزه سر از تركمانان در منزل تخت طاوس در پيستگاه پادشاه به خاك راه افتاد» . ساراي از حمله ناگهاي محمد‌ولي ميرزا به سوي تركمنها خبر مي‌دهد وي مي‌نويسد: «در سال 1809م/1224هـ.ق، يك لشكر ايران، به فرماندهي محمد ولي‌ميزا، حمله‌اي ناگهاني به نسا كرد؛ بسياري از تركمنها را كشت و به اسارت برد و 100000 دام به غنيمت گرفت». محمد ولي ميرزا در اين حمله امراي خراسان را با خود همسو كرده و با لشكريان فراوان به غارت تركمنها پرداخت. در ناسخ التواريخ آمده است: «شاهزاده محمد ولي ميرزا امراي خراسان را ملتزم ركاب ساخته با لشكرهاي فراوان خيمه بيرون زد و تا اراضي نساو ابيرود و روزنه و مهنه اطراف رود طژن را به معرض نهب و غارت درآورد و بسيار كس از تركمانان را طعمة شمشير و فراوان اسير ساخت و غنيمتي لايق بهرة لشكريان گشت كه از جمله 100000 سر گوسفند بود و حملهاي گران از سرهاي ايشان به درگاه پادشاه فرستاد و مورد فضل و احسان آمد» . و جاي تعجب نيست كه هميشه شاهزادگان قاجاري يا فرمانروايان محلي براي گرفتن تشويق و انعام از سوي پادشاه دست به اينگونه حملات وحشيانه مي‌زدند چرا كه پادشاه قاجار در مقابل غارت مردم بيگناه تركمن و آوردن سرهاي مقتولين و كسب اسراي فراوان به فرماندهان نظامي و سرداران خود انعام و خلعت مي‌داد.


طغيان يوسف كاشغري
در ايام پادشاهي فتح‌علي‌شاه‌قاجار شخصي به نام يوسف كاشغري بر عليه پادشاه طغيان كرد كه باعث دردسر فراواني براي قاجاريان شد. وي در گرگان {=گنبدكاوس} در مدت بسيار كم جمعيت زيادي را به دور خود جمع كرد و علينقي‌خان حاكم فندرسك كه قبلاً شخصي به نام دوردي باي گوگلان را به قتل رسانيده بود با حيلة يوسف كاشغري به دام افتاد و وي ايشان را به دست فرزندان دوردي باي سپرد تا انتقام خون پدرشان را بگيرند. بدين سبب شورش گسترده شد و به سراسر تركمن‌صحرا از جمله قبايل يموت و گوگلان سرايت كرد و شاه قاجار به دفع آن غائله پرداخت.

در ناسخ‌التواريخ سپهر اينگونه توضيح داده شده است كه: «بالجمه در مدت توقف طهران به اقربان قليچ‌خان تركمان يموت مواضعه نهاد و به تفاريق آلات و حرب و ضرب ابتياع نموده به دشت گرگان شتافت و در زماني قليل جمعي كثير از جمله جماعت گوگلان در گرد خود انجمن كرده به اراضي فندرسك تاخت و قله پسرك را به محاصره انداخت، و بي‌كلفت خاطر قلعه را فرو گرفت. و از جانب ديگر ميرزا علينقي‌خان فندرسكي را فريب داده با خويش خواند و او را در كنار گرگان به پسران و دودباي‌خان] =دوردي باي خان[ تركمان گوگلان سپرد تا به خون پدر شهيدش ساختند، آن گاه در حدود استراباد چندان كه دانست و توانست از قتل و غارت باز ننشست.

صورت اين وقايع در باغ نگارستان مكشوف ضمير پادشاه ايران گشت، بي‌تواني فرمان داد تا شاهزاده محمد قلي ميرزا، والي خراسان از طريق جاجرم به دفع قبايل گوگلان تصميم عزم دهد و شاهزاده محمد قلي ميرزاي ملك آراي طبرستان را حكم رفت كه از اراضي استر‌اباد قبيلة يموت را كيفري شايان كند و ابراهيم خان دولّوي قاجار با 5000 پياده و سواره مامور به تركتاز گرگان گشت و اسمعيل خان قاجار شامبياتي و ذولفقارخان سردار سمناني با جيوش كار‌آزموده طريق چمن كالپوش پيمودند.

مع القصه بر حسب فرمان، شاهزاده محمد ولي ميرزا از ارض اقدس طريق دشت گرگان گرفت و اسمعيل خان شامبياتي و ذوالفقار خان با لشكر او پيوسته شدند و چنان تركتاز]ي[ كردند كه تركمانان را پوست بر تن زندان گشت. بسيار كس از ايشان بكشتند فراوان اسير گرفتند. خواجه كاشغري چنان بگريخت كه هيچ كسش نام و نشان ندانست. لاجرم شاهزاده مراجعت به خراسان نمود و ممش‌خان ولدامير خان كرد زعفران لو را با 1500 اسير تركمان و 350 نيزه سر روانه درگاه شهريار داشت» .

حكومت قاجار از مخفي‌گاه يوسف كاشغري هيچگونه آگاهي نيافتند و نتوانستند بر ايشان دست پيدا نمايند و شاهزاده قاجار مجبور شد كه به مقر خود يعني خراسان برگردد. اما خواجه كاشغري از اين فرصت استفاده كرد و در پي جمع‌اوري لشكر از يموت و گوگلان برآمد و با لشكري قابل و كافي به استراباد حمله كرد و محمد قلي ميرزا كه با شنيدن اين حمله به استراباد آمده بود در برابر لشكر كاشغري تاب مقاومت نياورد و عقب‌نشيني كرد واين حمله چنان موفقيت‌آميز و برق‌آسا بود كه لشكريان شاهزاده قاجاري غافلگير شده و از ترس و هول خود را به داخل آب انداخته غرق گشتند. مولف ناسخ التواريخ در اين مورد نوشته است: «اما خواجه كاشغري بعد از مراجعت شاهزاده محمد ولي ميرزا به ارض اقدس، از زاويه خمول سر بر كشيده و ديگر باره از تركمانان يموت و گوگلان سپاهي گران فراهم كرده آهنگ استراباد نمود. شاهزاده محمد قلي ميرزاي ملك آراء اين بدانست و با لشكر خويش از استراباد پذيره جنگ او گشت و ابراهيم خان قاجار دولو را با فوجي بدان سوي گرگان برگماشت. يوسف خواجه با 20000 مرد جنگي روز پانزدهم شهر رمضان در برابر لشكر شاهزاده صف بر زد و خود از پيش روي سپاه آستين را تا مرفق برزده با نيزه خطي بر يمين و شمال همي تاخت و اول كس او بود كه اسب بزد و به ميدان آمد و تا لب آب گرگان عنان نكشيد و تركمانان از دنبال او جلادت همي ورزيدند و تاختن كردند و لشكر شاهزاده را چنان هزيمت كردند كه بسيار كس از هول و هرب خويشتن در آب افكند و جان بداد» .


طغيان محمد زمان‌خان عزالدين‌لوي قاجار
ظلم و ستمي كه از طرف حكومت قاجاري بر روي تركمنها اعمال مي‌شد باعث شد كه تركمنها در هر قيامي كه بر عليه آن حكومت باشد شركت مستقيم داشته باشند. زيرا آنها خود را از پايه‌گذاران سلطنت خاندان قاجار مي‌دانستند و رشادتها و شجاعتهايي كه براي دوام و قوام سلطنت قاجار در عصر آقا محمد خان انجام داده بودند را از ياد نبرده بودند و خود را شايسته اينگونه تعرفتها از سوي قاجاريان نمي‌دانستند و قاجارها كه كمك شايان توجه آنها را دست به فراموشي سپرده بودند باعث شد كه تركمنها حتي در شورش‌هاي داخلي بين شاهزادگان يا امرا بر عليه حكومت مركزي نيز شركت مي‌جستند. به عنوان نمونه تركمنها در دورة فتح‌عليشاه در طغيان محمد زمان عزالدين لوي قاجار شركت كردند و عدة‌ كثيري از تركمنها در اين شورش عليه حكومت مركزي حاضر بودند تا در برابر شاه قاجار قرار بگيرند.

محمد‌زمان خان كه از زمان آقا محمد خان قاجار از بزرگان و نزديكان شاه بود در دورة فتح‌عليشاه نيز از امرا و حكام محلي به شمار مي‌آمد بر عليه ولي نعمت خود قيام كرد و تركمنهاي زيادي را با خود همداستان نمود. درباره طغيان محمد زمان خان در ناسخ التواريخ آمده است: «همانا محمدزمان خان يك چند از زمان مورد عطوفت شاه شهيد آقا محمد شاه بود و پس از او شهريار نامور فتحعليشاه او را به حكومت بسطام و كبود جامه خرسند مي‌داشت، و بعد از خمود فتنة خواجه كاشغري به ايالت استراباد و قبايل تركمانان سربلند گشت.

نخستين بعضي از بزرگان قاجار را كه با كارداران دولت يار مي‌دانست به دست تركمانان ماخوذ داشت و با خوانين خراسان به دستياري مكاتيب، عقود مصادقت و مصافات محكم نمود و اميرخان برادرش را به قلعة ماران فرستاد، آنگاه 30000 تن از تركمانان يموت و گوگلان را با خود هم‌دست و هم‌داستان ساخته رايت مخالفت برافراخت و آهنگ مقاتلت و تسخير مملكت نمود» . محمد زمان خان در اين قيام با لشكريان تركمنش يك شب تا بامداد روز بعد با دشمن به جنگ پرداختند و مقاومت نمودند. اما آخرالامر اين نبرد به شكست محمد زمان خان و كشته شدن و دستگيري بسياري از تركمن‌ها منجر شد. سپهر مي‌نويسد: «در پايان كار، 3 تن از بزرگان تركمانان مقتول گشت و از بزرگان يموت آقا يخشي محمد حسن. يخشي قوچاق و آدينه حسن خان تاتار و جعفرباي و نوروز خواجه و قوچاق صوفي يلقي و طغان نياز قان‌يوقمز و پسر عم قربان قليچ و يك تن از خويشان ولي كافر دوجي گرفتار شدند. بالجمله 200 تن از تركمانان نيز در نواحي استرآباد شدند و مدت طلوع و غروب محمد حسن‌خان 13 روز برآمد» .

دستگيري فرزندان قاتلان حسينقلي‌خان جهانسوز و رفتار فتح‌عليشاه با آنان
چنانكه قبلاً ذكر شد حسينقلي‌خان معروف به جهانسوز شاه قاجار برادر آقا محمد خان پدر فتح‌علي‌شاه بدست تركمنها به قتل رسيد. اما آنها فرزندان يك تن از قاتلان را دستگير كرده و بر حسب عادتشان كه هميشه گناه پدران را به فرزندان نيز مي‌نوشتند، به زنجير كشيده و به دربار فتح‌عليشاه فرستادند. اما وي ناجوانمردانه آن جوان فرستاده شده بي‌گناه را از دو چشم نابينا نمود. در ناسخ‌التواريخ آمده است: «2 تن از تركمانان يموت و گوگلان (احتمالاً از گوگلانها بودند) كه يك تن حسين و آن ديگر قربان نام داشت و اين هر دو پسر يك تن از قاتلان شاهزاده حسينقلي‌خان پدر شهريار جهاندار بودند، به دست مهديقلي‌خان بيگلربيگي استرآباد گرفتار شدند، ايشان را در زنجر كشيده و خواست تا هر 2 تن را به درگاه شهريار فرستد، شب هنگام قربان خود را هلاك كرد وحسين نيز خنجر كشيده بر گردن خويش فرود آورد و آن خنجر به زنجير آمد و زندانبان بدانست و از آن پس نگذاشت تا به قتل خويش دست يابد و او را زنده به درگاه آوردند. شهريار بفرمود تا هر دو چشمش را از بن بركندند» . اين اعمال زشت و ناپسند و غير انساني فقط از انسانهاي وحشي وبي‌رحم مي‌تواند سر بزند و آن دو جوان بيگناه تركمن بر بيرحمي و ناجونمرد بودن شاه قاجار واقف بودند و براي احتراز از انتقال بيرحمانه وي يك تن از آنها خود را مي‌كشد و آن ديگري نيز اقدام به چنين عملي مي‌كند. اما ناكام مي‌ماند و در پنچة انقامجوي شاه قاجار مي‌افتد و مظلومانه نابينا مي‌گردد.


اتحاد قربان قليچ خان يموت با خان خوارزم
ظلم بي‌حد حكام قاجاري باعث مي‌شد كه تركمنهاي يموت و گوگلان در مقام اعتراض و مقابله برآيند و چون گاه توان مقابله را نمي‌يافتند ناچار به خانهاي خيوه و بخارا و گاه حتي به روس التجا مي بردند و رفتارهاي ناپسند قاجارها سبب مي‌شد كه تركمنها از ايران روي گردان شده و با كوچكترين تحريك عليه آنها به پا خيزند. از آن جمله قربان قليچ‌خان يموت است كه بخاطر ظلم و جور فتح‌عليشاه قاجار و حكام محلي بر عليه حكومت مي‌شورد و براي طلب استمداد به نزد محمد رحيم‌خان اوزبك والي خوارزم مي‌رود و والي خوارزم نيز بخاطر دشمني با حكومت قاجار – و بخاطر اينكه شاه قاجار خوارزم را جزو لاينفك خاك ايران مي‌داند- منتظر چنين فرصتي مي‌شود و در صدد تصرف اراضي گوگلان و يموت برمي‌ايد و دعوت خان يموت را اجابت مي‌كند. سپهر مي‌نويسد: «در سال 1231هـ/1816م، قربان قليچ‌خان يموت پشت به دولت ايران كرد و به نزد محمد رحيم‌خان، شاه خوارزم رفت و وي را به گرگان و دشت اتك دعوت نمايد. والي خوارزم نيز لشكريانش را جمع كرد و تصميم به حمله به گرگان را گرفت تا به اميد اينكه از تركمنهاي يموت و گوگلان گروگان بگيرد و آنها را نيز مانند ايل تكه تحت تسلط خود درآورد» . ديگر اينكه تركمنها گاه از طرف حكام خيوه و بخارا و. . . تحريك مي‌شدند و چون قاجارها را دشمن خوني و مذهبي خود مي‌پنداشتند و ادعا مي‌كردند كه سرزمين آنها جدا از قلمرو حكومتي قاجاراست بزودي با كوچكترين تحريك در صف مخالفان قاجاري قرار مي‌گرفتند. از جمله آنها با خان‌هاي خيوه بر عليه دولت ايران همكاري كردند و در هر حمله بر عليه ايران شركت كردند و در سال 1239 به مشهد حمله نمودند ولي به علت برودت هوا به ناحيه سرخس برمي‌گردند و داستان اين حمله چنين است كه در سال 1239 «آتانياز رحمن‌قلي توره رهبر خيوه لشكري از قبائيل اورنگ و سالر و ساريق و تكه و يمرلي را گرد آورده به ناحيه مشهد حمله‌ور شدند ولي سرما و برف شديد باعث پريشاني قشون آنها مي‌شود بطوري كه مجبور شدند در ناحيه سرخس اتراق كنندو گروهي از تركمانان به تاخت به ناحيه تربت جام جهت غارت حمله‌ور مي‌شوند با دفع و مقاومت زياد والي خراسان، آنها مجبور شدند كه با تجهيزات كامل خود براي جنگ آماده سازند و اينبار از تركمانان «قونقرآت» و «قراقالپاق» جمع شدند و در روز چهار‌شنبه 14 رجب سال 1239 به مشهد حمله كردند و به غصب و غارت مشول شدند ولي در برابر قشون شاهي تاب مقاومت نياوردند و به خيوه برگشتند و باز هم در سال 1241 بود كه (الله قلي توره) برادر رحمن قلي توره با لشكري زياد از خيوه عازم مشهد و سرخس شد و اسير و مال فراوان بدست آورد» .

و يكبار ديگر تركمنها به تحريك محمد رحيم خان اوزبك به نواحي خراسان حمله‌ور مي‌شوندو سپهر در اين مورد نوشته است: «از جانب ديگر چون تركمانان بام و بورمه به اغواي محمد رحيم خان در سال پار، نواحي سبزوار را منهوب ساختند.اگر چه عليمرادخان حاكم جوين از دنبال ايشان بتاخت و 70 نيزه سر و 100 تن اسير گرفت، لاكن كارداران دولت بدين قدر راضي نبودند. لاجرم برحسب فرمان ذوالفقار‌خان سمناني و عليمراد خان افشار سركرده سواران خمسه در ركاب شاهزاده محمدقلي ميرزا بطرف دشت براه افتادند و در منزل سندرو چندر شاهزاده اقامت جستندو ذوالفقارخان و عليمرادخان به تاخت و تاراج قبايل بام و بورمه پرداختند، بسياري از كسان را كشتند و زنان و پسران و دختران را به اسارت گرفتندو اموال آن جماعت را به غنيمت گرفته بين خود تقسيم كردند». اين حمله زماني بود كه تركمنها به برگزاري جشن مذهبي اشتغال داشتند. شمار زيادي از تركمنها كشته شدند؛ 2000 مرد و دختر جوان تركمن را به اسارت بردندو 50000 دام تركمن توسط ايرانيها به غارت برده شد.


لشكر‌كشي والي خوارزم به خراسان
اين لشكر‌كشي به تحريك صيدمحمد‌خان جلاير حاكم كلات انجام مي‌شود كه الله قلي‌توره والي خوارزم با جماعتي از قبايل تكه و اوزبك به خراسان حمله مي‌نمايد و در نهايت در نبرد با شاهزاده احمد علي ميرزا شكست خورده و سركوب مي‌شود.

ماجراي اين لشكركشي در كتاب ناسخ التواريخ چنين آمده است كه: «در مملكت خراسان صيد‌محمد خان جلاير حاكم كلات از خدمت احمد علي ميرزا سر برتافته به اتفاق كريم خان زعفرانلو 1000 تن سوار تركمان انجمن كرده اراضي چناران و رادكان را به معرض نهب و غارت درآورد. و رضا قلي خان پسر بيگلر‌خان چاپشلو را كه حاكم درجز بود هم با خود يار كرد و به اغواي والي خوارزم پرداخت و الله قلي توره فريفته سخن او شده با جماعتي از قبايل تكه و اوزبك عازم براي تاراج خراسان شد و تا كنار رود تجن رفت. شاهزاده احمد علي ميرزا چون آگاه شد خوانين خراسان را حاضر كرد و لشكري رزم جوي فراهم كرده با استقبال جنگ تا بيابان دشت الان تاخت و آنها را سركوب كرد» .

داستان غارت شدن مهديقلي‌خان جلال‌الدوله هندي
حكام قاجاري كه اكثر اوقات خود مستقيماً و يا غير مستقيم اقدام به ذردي و غارت و كاروانهاي تجاري و زيارتي و مسافرتي مي‌زدند خود را از اينكار مبرّا كرده و افراد بيگناه را به عنوان گناهكار به مركز معرفي مي‌كردند و مورخان قاجاري نيز با بسنده كردن به اين شنيده‌هاي دروغ و يا بخاطر تملق، بر روي جنايات و خيانات حكام قاجاري پرده استتار انداخته عكس قضيه را در كتب خود نوشته‌اند. آنها داستن غارت شدن جلال‌الدوله هندي را چنين بيان كرده‌اند كه: «در سال 1246 تركمنهاي يموت و ساريق بين مزينان اسير زيادي بردند. از جمله مهديقلي‌خان جلال الدوله هندي برادر آصف الدوله وزير كنهور بود. چون پادشه ايران از وقايع آگاه شد به مرحوم رضا‌قلي‌خان زعفرانلو امر فرمود كه او را از تركمانان پس بگيرند. مشاراليه به هر قسمي ]كه[ اقتضا داشت، جلال‌الدولة مزبور را پس گرفت و به طهران فرستاد» . در ناسخ‌التواريخ چنين نوشته شده است كه: «در اين حمله تركمنهاي تكه 200 تن از زوار را كشتند و 500 تن جوانان و زنان را اسير كردند. اموال و اثقال ايشان را برداشته راه دشت برگرفتند.

در ميانه معادل 100000 تومان اموال مهدي علي خان به غارت رفت و خود نيز اسير شد. چون اين خبر در حضرت پادشاه معروض افتاد. رضا قلي خان زعفرانلو حاكم خبوشان را منشور كرد كه مهدي علي‌خان را از تركمنهاي تكه باز ستاند. رضا قلي خان چنان دانست كه در جنبش لشكر دور نباشد كه خود مهدي علي‌خان در ميانه هدر شود، كس به بازرگاني فرستاد تا او را وزوجة شيخ ابراهيم جزايري را كه هم به اسر برده بودند به 1000 تومان زر مسكوك خريده روانة دارالخلافه داشت» .

اما واقعيت اين داستان در سفرنامة فريزر بخوبي آمده است. چرا كه نويسندة آن از لحاظ زماني نزديك به اين حادثه بوده است و به قول خود نويسنده رضا قلي‌خان حاكم قوچان از دوستان نزديك وي بوده است. فريزر اين ماجرا را چنين بيان مي‌دارد: «دوست من رضا قلي‌خان كه شخصي نسبتاً درستكار و ساده دل بود به نظر مي‌رسد كه گاهي استعداد آن را داشته است كه در كاري كه بي‌شك پيشة او شمرده مي‌شود يعني غارتگري، حيله‌ها و فوت‌ و فنهايي به كار برد. برادر پادشاه فقيد اوده به نام جلال‌الدين‌خان كه عازم كربلا بوده است از شمال خراسان مي‌گذشته است و از قرار معلوم حامل پاره‌اي از گوهر‌هاي بسيار گرانبها بوده است اما در راه به دسته‌اي از تركمانان برمي‌خورد كه تمام دارائي وي را غارت مي‌كنند و خود او را به اسارت مي‌برند. رضا قلي‌خان وقتيكه اين ]خبر[ را مي‌شنود به شتاب كس مي‌فرستد تا او را آزاد كنند و فديه‌اي گزاف بابت اين كار مي‌پردازد و او را به خبوشان مي‌آورد و باوي باحترام تمام رفتار مي‌كند و او را با اسبها و نوكرها و رخت و لباس مناسب مجهز مي‌نمايد و با خوبي و خوشي روانة راه خود مي‌فرمايد. اين عمل جوانمردانه به گوش سفير انگليس مي‌رسد و به نام دولت متبوع خود نامه‌اي سپاس‌آميز به جهت مراقبتي كه از يكي از دوستان انگليسي به عمل آورده بود براي خان مي‌فرستد. پس از چندي كاشف به عمل مي‌آيد و بي‌هيچ گفتگو ثابت مي‌شود كه خود رضا‌قلي‌خان تركمانان را تحريك يا اعزام كرده بود كه بر سر راه نواب كمين كنند و سپس ادعاي گرفتن قسمت عمدة مال غارتي را كرده بود در ضمن وانمود كرده بود كه تمام قدرت خود را براي كمك به آن عالي جناب به كار برده است والبته قضيه سراپا ساختگي بوده است» .

حملة عباس ميرزا به سرخس
يكي از وحشتناك‌ترين تهاجمات قاجار‌ها بر مردم تركمن حمله عباس ميرزا در حدود سال 1247 بر سرخس مي‌باشد كه وي با سنگدلي بسيار به كشتار تركمنهاي ساكن آن ديار پرداخت و تعداد بسياري از اسراي تركمن را در مشهد به حالتي رقت انگيز درآورد. عباس ميرزا كه در جنگهاي متوالي با روس در شمال و شمال غربي ايران به شكستهاي پي‌درپي تن داده بود و قسمت بزرگي از خاك ايران را بر دشمن واگذار نموده بود براي جبران اين خسارات متوجه هرات و مسئله افغانستان شد كه دخالت بيگانگان از جمله انگلستان نيز در آن ماجرا به خوبي معلوم بود. عباس ميرزا در اين حين به تركمنهاي ساكن سرخس به بهانه از ميان بردن ياغيان اما به قصد غارت اموال و خزائن آنها حمله سختي را به انجام رسانيد كه منجر به كشته شدن بسياري از تركمنها و شعله‌ور شدن آتش كينه بين تركمنها و ايرانيان گرديد و زمينه‌اي شد براي حملات انتقامجويانه از طرف تركمنها بر قلمرو دولت قاجار.
ساكنين سرخس از تركمنهاي سالور بودند كه در برابر سپاه قاجار مقاومت شديدي به انجام رساندند اما تفوق دشمن و برتري سلاح آنها منجر به ويراني سرخس و شكست سالورها در برابر دشمن گرديد.

كرزن مي‌نويسد: «عباس ميرزا وليعهد كه در آن موقع سرگرم فتح و تسخير كامل خراسان بود و با لشكريان خود وارد ميدان شد و سرخس را تصرف و ويران كرد و بيشتر سكنة آنجا را از بين برد و بقيه را هم اسير كردو به مشهد آورد در آنجا نفري چهار ليره آنها را به تيرة يولتان كه از منسوبان طايفة سالور بودند فروخت و بعضي از ايشان هنوز در سرخس اقامت دارند» .
عباس ميرزا در مصاف نبرد با افغانها و شكست دشمنان خود و فتح قسمت‌هائي از خاك خراسان بزرگ به موفقيت‌هاي زيادي نائل شده بود. «اما وي كه به آنهمه كاميابيها خرسند نبود بر آن شد كه بر تركمنها ضربتي جانانه در دشت مجاور فرود آورد و شهر هرات و مضافات آن را به شهرياري ايران ملحق كند يا دست كم خدايگان آن ديار را به دعوي چاكري و پرداخت باج و خراج ناگزير نمايد. پس نخست با مهارت بر سرخس تاخت و آن شهري است تركمن نشين واقع در دامنة تپه‌هاي مرغاب در جانب شرقي مشهد و وليعهد آنجا را با حمله گشود» . عباس ميرزا اين حمله بي‌رحمانه خود را كه به بهانه آدم دزد و غارتگر بودن تركمنها انجام داد. در نبرد، خود دست به اين چنين اقدامات رذيل زد و اين حمله از مدتها پيش در مد نظر نايب السلطنه قرار داشت و مكنيل انگليسي دربارة اين هدف صحبت كرده بود.

در صحبتهايي كه عباس ميرزا با مكنيل دربارة حمله به سرخس انجام داده است اهداف نايب السلطنه كه به دست آوردن اموال و جاه طلبي وي بوده است به وضوح آشكار است. وي به مكنيل گفته بود كه: «محلي است به نام سرخس كه عدة زيادي از اين مردم (تركمنها) در آنجا اقامت دارند و آنجا را انبار غنايم غارتي خود كرده‌اند. انشاءالله روزي، روزگاري مي‌روم و آنجا را مي‌گيرم و شما هم با من مي‌آييد و كلي اموال غارتي به چنگ مي‌آوريم. چون از وضع آن محل خوب خبر دارم و مي‌گويند كه آنها كيسه‌ها و خورجين‌هاي پر از طلا دارند و جواهرات قيمتي و عدل‌هاي شال و پارچه‌هاي گرانبها كه همه را از چپاول كاروانهاي بسيار بدست آورده‌اند. حالا يادتان باشد، اين معامله‌اي است، ما با هم مي‌رويم». و مكنيل خنديد و به زودي اين موضع را بالكل فراموش كرد. اما نايب السلطنه عباس ميرزا در سال 1247 هـ .ق حمله را شروع كرد و سرخس را كوبيد و در آن سال كه مكنيل براي ماموريت به خراسان رفته بود در آق‌دربند كه در فاصله‌اي تقريباً دو روز راه از سرخس بود به قشون وليعهد پيوست و مكنيل با ديدن وي او را ملامت كرد … و گفت: «نگفتم كه من سرخس را مي‌گيرم و شما هم بايد با من به آنجا برويد و در آنجا كلي مال غارتي به دست مي‌آوريم، چه بر سرتان آمد؟ چرا به موقع نيامديد» .

و اما شرح ماجرا چنين است كه: پس از سقوط قوچان كه دژ استوار رضا قلي خان حاكم آن ولايت بود. نايب السطنه به طرف مشهد تا مسافتي پيشروي كرد و خواست به همه چنين وانمود كند كه به جنگ محمد خان قرايي در تربت حيدريه مي‌رود اما ناگهان حركتش را به سمت چپ تغيير داد و به سرعت به سوي سرخس حركت كرد و بدين ترتيب حمله غافلگيرانه‌اي انجام داد و مسلماً آن جا را خالي از پاسدار و نگهبان يافت و بي‌درنگ به محاصرة آن شهر پرداخت.

تصرف سرخس به خاطر داشتن خزائن بسيار پر كه در نتيجه تلاش مردم كشاورز آن ديار به دست آمده بود براي وليعهد بسيار مهم بود و درجة اهميت آن وقتي بالا مي‌ورد كه عباس ميرزا يكصد و پنجاه‌هزار و سپس دويست هزار تومان پولي را كه اهل آن محل بابت فديه به وي پيشنهاد كرده بودند را با تحقير رد كرد. رد كردن چنين مبلغي آن هم هنگامي كه پول نقد در خزانه‌اش سخت اندك بود ارزش وجه پيشنهادي را بسيار بالا‌تر مي‌برد.

عباس ميرزا براي تصرف سرخس حرص و ولع زيادي داشت. وي خواست به هر قيمتي آن شهر را تصرف كند و در اين حمله خشونت بسياري به خرج داد و سپاهيان قاجار و شهر را در محاصره گرفتندو با گشودن شهر به غارت اموال مردم پرداختند و شهر را به خاكستر مبدل نمودند و بسياري از سكنه آن ديار قتل عام شدند و سه هزار نفر از آنها به اسارت نايب السلطنه درآمدند. در اين حمله غنيمت‌هاي بسياري نصيب ايرانيان شد. غنيمت‌‌هايي كه بي‌نهايت بود و شايد بيش از مقداري بود كه در هر يك از فتوحات گذشته بدست آمده بود. چنانكه خود شاهزاده گفته بود كه به تمام معني لغت خرجين هاي طلا و توده‌هاي اشيائ گرانبها از هر نوع و از هر قبيل به دست آمده بود .

محمد تقي‌خان لسان الملك كه در ناسخ التواريخ به شرح اين ماجرا پرداخته است چنين مي‌نويسد: «بالجمله سه‌شنبة بيست و دوم جمادي الاول نايب السلطنه در اراضي سرخس خيمه زد و طهماسب ميرزا با 200 سوار از لشكرگاه بيرون شد و با جماعتي از تركمان سالور دچار شده. جنگ در پيوست برخي از لشكريان شاهزاده مقتول شد و بقيه السيف فرار كرده به لشكرگاه پيوستند. هم در آن حال وليعهد ثاني محمد ميرزا از راه برسيد و لشكر برحسب فرمان او، بدان گروه تركمانان تاختن برد وايشان را هزيمت كرد.
روز ديگر نايب السلطنه، سهراب خان امير توپخانه را حاضر ساخته حكم به يورش قلعة سرخس داد و لشكر از جاي جنبش كرد و دهان توپ خنپاره به جانب برج و باره گشاده يافت. سكنه سرخس از پي چاره اسيران شيعي را آورده در جلوي قلعه برابر گلولة توپ بداشتند تا توپچيان از باريدن گلوله لختي تقاعد ورزند. آن گاه بالي محرم بهادر قراول باشي و آدينه قورت‌خان سالور زناني را كه شوهر‌هاي ايشان چنانكه مذكور شد در مشهد موقوف بودند، برداشته به لشكرگاه آمدند و 3000 تن اسيران شيعي را كه در سرخس بودند به درگاه آوردند و فرزندان ابراهيم خان و زوجه محمد حسن خان را نيز سپردند، باشد كه نايب السلطنه دست از محاصره سرخس باز دارد و مردان ايشان را نيز از حبس مشهد رها سازد. نايب السلطنه فرمود تا زنان ايشان را در لشكرگاه بازداشتندو بالي محرم را گسيل قلعه ساخت و فرمود تا اين حصار را با كارداران ما تفويض ندارند، از اين بليه و بلدرهايي نجويند. بعد از مراجعت بالي محرم باز مردم سرخس سر به اطاعت فرو نداشتند و از پس ديوار قلعه آغاز طغيان و عصيان نمودند. اين كرّت نايب‌السلطنه سخت غضبناك شد و فرمان به يورش داد. لشكريان بي‌آنكه حفري كنند يا نقبي كنند از چارسوي حمله افكندند و مانند مرغان اولي اجنحه از در و ديوار قلعه صعود كردند و در آن بلده درآمده. تيغ بي‌دريغ در مردم نهادند و مدت يك ساعت هر كه را يافتند عرضه تيغ ساختند. بالي محرم نيز در آن غوغا مقتول شد.
آنگاه برحسب فرمان، لشكر دست از قتل بداشت و به غصب وغارت پرداخت و كمتر كسي بود كه معادل 1000 تومان بهره نيافت و از آن همه اموال 3000 خانوار سالور و 30 سر اسب خاص نايب السلطنه گشت، پس بفرمود تا قلعة سرخس را با خاك پست كردند» .
در مطالب فوق به خوبي آشكار است كه تركمنها خيال جنگ با لشكر قاجار نداشتند و حاضر بودند مقاديري را بپردازند و حتي حاضر به تسليم اسراي ايراني به عباس ميرزا شدند. اما در نهايت عباس ميرزا كه مي‌خواست تمام سرخس و تمام اموال تركمنها را ضبط نمايد به تركمنها حمله كرد اما تركمنها كه مردمي بودند آزاد و هيچ نوع حكومت و خواري را نمي‌پذيرفتند و با وجود اينكه شكست تركمنها واضح بود و آنها مي‌دانستند كه شكست خواهند خورد در مقام دفاع برآمدندو حاضر شدند بميرند ولي خاك و ناموس خود را دو دستي تقديم دشمن ننمايند.

درگيري خسرو ميرزا (پسر عباس ميرزا) با تركمنها
در نيمه ذيحجه سال 1249 خسرو ميرزا برادر شاهزاده محمد ميرزا كه در آق دربند خراسان حافظ آن ثغور و ناظم آن اراضي بود هنگام مراجعت به مشهد مقدس با جماعتي از تركمانان دچار شد و رزمي بسيار سخت انجام شد و مردانه كوشش كردو تركمانها را شكست داد و گروهي از ايشان را به اسارت گرفت … پس از اين واقعه تركمانان تكه به اراضي ترشيز (كاشمر) حمله كردند و جمعي را به اسارت گرفتند و مال فراواني بدست آوردند. در بازگشت از اين تاخت و تاز شاهزاده اسمعيل ميرزا حاكم بسطام [با] جماعتي از پشت آنها حمله‌ور شدند و 15 نفر از آنها را كشتند و 20 نفر را اسير كردند و اموال غارت شده را پس گرفتند.
احتمالاً اين حمله را تركمنها جهت انتقام از شاهزاده قاجاري انجام دادند. چرا كه در سال 1247 عباس ميرزا پدر وي در حملة سرخس اسراي زيادي را به مشهد آورده بود كه بعد از مرگ عباس ميرزا اسراي تركمن بدست خسرو ميرزا سپرده شدند و او آنها را بجاي آزادي مقابل گرفتن فديه در مقابل چشم كساني كه براي آزاد كردن آنها آمده بودند با تمام بيرحمي كشت و در دل تركمنها نسبت به خسرو ميرزا كينه‌اي ايجاد شد كه يحتمل بعد‌ها درصدد انتقام برآمدند.

زوجات تركمن فتح عليشاه قاجار
فتح‌عليشاه بعد از اذيت و آزار زير‌دستان و افراد مظلوم به خصوص تركمنها و ناسپاسي كردن به آنها كه پايه‌گذاران اصلي حكومت قاجار بودند پس از 37 سال سلطنت كه سراسر آن با جنگ‌ها و شورش‌هاي داخلي سپري شد و منجر به ضعف حكومت و خالي شدن خزانه دولتي و جدا شدن قسمت پهناوري از خاك ايران از دنيا رفت. وي انساني خوشگذران. زورگو، قدرنشناس و حريص بوده است. او زنهاي بيشماري داشته است و از ميان زنهاي متعددش عده‌اي از تركمنها بودند. گلي به نقل از ناسخ‌التواريخ زنهاي تركمن فتح‌عليشاه را اينگونه معرفي مي‌نمايد: «-زوجة چهل و پنجم او «زليخا خانم»از جماعت تركمانان است، اسماعيل ميرزا (فرمانفرما) از بطن اوست كه حكومت بسطام را داشت.
- زوجة پنجاهم او «جيران خانم» از قبيله گوگلان است و سليمان ميرزا و سليم ميرزا از بطن اوست و يك تن هم فوت كرده {است}.

- زوجه هفتادو هشتم او «گل بخت خانم» از قبيه يموت، سه تن از فرزندش فوت كرد.
- زوجه هشتادو هشتم او «سكينه خانم» تركمن است.
-زوجة نود و هشتم او «جواهر خانم» از تركمانان است.
- زوج صدم «غنچه دهان خانم» از گوگلان است.
-زوجه صدو چهارم «دل‌افروز خانم» از قبيله گوگلان است.
-زوجه صد و نوزدهم «نور سلطان خانم» از تركمانان است.
-زوجه صد و بيست و نهم «گل صبا خانم» از تركمانان است.
- زوجه صد و سي و يكم «مارال خانم»از تركمانان است.
-زوجه صد و چهلم «شاه شمشاد خانم» از يموت‌ها است.
- زوجه صد و پنجاو هشتم «سكينه خانم» از تركمانان است» .

اسامي فرزندان فتح‌علي‌شاه كه مادر آنها تركمن بوده است:
فتح‌علي‌شاه قاجار فرزندان و نوادگاني داشته است كه مادر آنها از تركمانان بود و نام آنها در ناسخ‌التواريخ چنين آمده است:
«- هفدهمين فرزند حسينعلي ميرزا (پسر پنجم شاه) (معروف به فرمانفرما) به نام «منوچهر ميرزا» مادرش از تركمانان است.
- هيجدهم ايرج ميرزا او با منوچهر ميرزا همزاد و توأمان است.
-سومين فرزند محمد تقي ميرزا حسام السلطنه (پسر هفتم شاه) به نام «اورنگ زيب ميرزا» مادرش از تركمانان است.

-فرزندان شيخ علي ميرزاي شيخ‌الملوك (فرزند نهم فتح عليشاه) كه مادر آنان تركمان است عبارتند از: فرزند دوم «احمد ميرزا» مادرش همشيره محمد حاتم خان تركمان ساكن ملاير است. فرزند هفتم «سلطان يوسف ميرزا» مادرش خواهر هادي‌خان از تركمنان ساكن ملاير است. فرزند نهم «فضل الله ميرزا» مادر وي نيز تركمان است. چهاردهم «محمد كريم ميرزا» از مادر احمد ميرزا است. شانزدهم «محمد هادي ميرزا» از مادر احمد ميرزا است. هفدهم «محمد طاهر ميرزا» هم با احمد ميرزا برادر اعياني است. هجدهم «سلطان يعقوب ميرزا» از مادر سلطان يوسف ميرزا است، بيستم «جلال‌الدين ميرزا» مادرش تركمان است.
- فرزندان احمد علي ميرزا پسر نوزدهم فتحعلي‌شاه كه مادرشان تركمن بودند: فرزند اول «يعقوب ميرزا» مادرش تركمان است، چهارم «خان گلدي خان» مادر او نيز تركمان است.
-فرزند‌ان بيست و ششمين فرزند فتح‌عليشاه «هرمز ميرزا» كه مادرشان از تركمانان بود عبارتند از: فرزند سوّم «نصر الله ميرزا» مادرش تركمان است، چهارم فرج الله ميرزا با نصر الله ميرزا برادر اعياني است» .

ممكن است زنان تركمن فتح‌عليشاه و زنان فرزندان وي آندسته از اسرايي باشند كه در نتيجه حملات ظالمانه حكام قاجاري گرفته بودند و براي تملق و گرفتن خلعت به سوي دربار فتح‌عليشاه فرستاده بودند و يا آن دسته از تركمنهايي باشند كه در دورة صفويان بوسيله شاه اسماعيل صفوي شيعه شده و به خدمت سلسلة صفوي درآمده‌اند كما اينكه خود قاجاريان از اين دسته از تركمنها مي‌باشند. و يا ممكن است از تبعيديهايي باشند كه در زمان شاهان صفوي و بعد‌ها در دورة نادرشاه افشار از تركمن‌صحرا به سرزمين‌هاي ديگر تبعيد شده‌اند. چرا كه شاه عباس صفوي بسياري از قبايل ايران از جمله تركمنها را براي گسستن اتحاد آنها و ضعف قدرتشان و نيز به منظور شيعه كردن آنها، ايشان را به قسمت‌هاي مختلف ايران تبعيد كرده‌اند و سپس در دورةافشار نادرشاه نيز از آن سياست استفاده نمودو بعد از جنگ و سركوبي تركمنها عدة كثيري از آنها را به دره‌گز و قسمت‌هاي مختلف خراسان و ديگر بلاد ايران تبعيد نمود. البته غير از اينها همانگونه كه مي‌دانيم در گذشته در قسمت‌هاي مختلف ايران تركمنها حكومت‌هاي محلي داشتند و پيشتر از آن تركمنهاي سلجوقي بر تمامي بلاد ايران حكومت داشتند و آق قويونلوها و قره قويونلوها نيز د آذربايجان و عراق حكومت نمودند. بي‌شك اعقاب آنها تركمنهايي هستند كه در جاي‌جاي مختلف ايران سكونت دارند و شايد امروز از تركمن بودن خود بي‌خبر هستند. آن دسته از تركمنهايي كه در آذربايجان سكونت داشتند از جمله قاجاريان و افشاريان و … به صفويان پيوسته و در زمرة قزلباشان قرار گرفتند. نمونه ديگر آن اسكندر بيك تركمان از اين دسته مي‌باشد و ديديم كه فتح‌عليشاه زناني از تركمن داشت كه از ساكنان ملاير بودند. البته امروزه از تركمنهاي آذربايجان، قزوين، زنجان، فارس، همدان، خراسان، تهران و… هيچ‌گونه اثري نمانده است و فقط گاهاً با فاميلهايي چون تركمانلو، تركمني. تركمن‌نژاد، تركمان و … برمي‌خوريم و حتي امروز در آذربايجان شهرستاني به نام تركمنچاي و دهستاني با نام تركمان باقي مانده است كه نشان مي‌دهد كه قلمرو زندگي تركمنها در گذشته بسيار وسيع بوده است. اين عده از تركمنها همگي در دورة صفويان با نام قزلباش و سپس در دوره‌هاي بعد با نام ترك خوانده مي‌شوند و آنچه كه خالص مانده‌اند تركمنهاي شمال ايران و تركمنستان مي‌باشد. حتي در دوره قاجاري و ماقبل آن از لحاظزباني و لغاتي كه بكار برده مي‌شد، هيچ فرقي بين آذري‌ها و تركمن‌ها نداشت. به عنوان مثال در شعر زير توجه نمائيد:

«هر كيمينگ كيم نظري اول رخ زيبايه دوشار ــ عقليني جمع ايده بيلمز باشي غوغايه دوشار»

اين شعري است كه محمد حسين‌خان در عرض راهي كه بطرف ميعادگاه ميرفت وقتي كه به جان محمد خان قاجار دچار شد مورد استفاده قرار داد و در تاريخ محمدي آمده است: «فتحعلي بيگ از اين شعر پخته كه از قاب دهان محمد حسين خان به دستياري قاشق سفره زبان برظرف ميان آمد، بو برد كه زير كاسه نيم كاسه‌ايست» .

نگارنده به علت سروده شدن اين شعر توسط محمد حسين‌خان پي نبردم اما چيزي كه جالب توجه مي‌نمايد اينست كه در اين شعر كاملاً لغات تركمني وجود دارد. لغاتي كه امروز در زبان تركي مورد استعمال قرار نمي‌گيرد.

در نتيجه تطور زبان آذري يا آذربايجاني در طول تاريخ بعضي از صدا‌هاي موجد در زبان دوران گذشته. امروز در بعضي از زبانهاي تركي به جاي مانده ولي در زبان معاصر ادبي آذري از بين رفته است. يكي از اين صداها آواي «اينگ – ك» ميباشد كه در قديم نون صغير ناميده مي‌شد، امروز اين صدا در زبان ادبي آذري از بين رفته است، بنابراين كلمة كيمينگ در زبان امروزي آذري به شكل كيمين نوشته و خوانده مي‌شود. اما در زبان تركمني هنوز همان كيمينگ مورد استعمال است.

طاهر سارلی
پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ ترکمن
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
کاربر مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: 2014/11/17 13:04  به روز‌شده در تاریخ: 2014/11/17 23:17
 فتحعلي‌شاه و وضعيت تركمنها در آن دوره
مزار خواجه یوسف کاشغری درروستای اشوربای واقع است
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*

اگر نمی‌توانید کد را تشخیص دهید، لطفا روی تصویر کلیک نمایید تا تصویر دیگری ساخته شود


حروف موجود در تصویر را وارد کنید
حساس به بزرگی و کوچکی حروف
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه
تبلیغات

ورود

واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاين
14 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 14

بیشتر...
تبلیغات