کانال تلگرام سایت
کانال سایت در تلگرام
تبلیغات



تبلیغات متنی ویژه

جراح و متخصص بیماریهای کلیه و فوق تخصص اندویورولوژی و لاپاراسکوپی پیشرفته


دارالترجمه رسمي قاضي (314تهران)
با مدیریت: ملاعاشور قاضی، مترجم رسمی زبان آلمانی و مترجم خبره زبان ترکمنی - قوه فضائیه
 88916906 - 021


انتشارات بشارت فر
با مدیریت: رجب محمد بشارت فر، ناشر کتب های اجتماعی و خانواده، مبتکر طرح های جدید کارت عروسی

شماره تماس: 09112761521



ارائه دهنده محصولات دانلودی( مقاله، پروژه، جزوه و کتاب و ... )


تبلیغات متنی شما در اینجا
ماهیانه 25 هزار تومان، نمایش در تمامی صفحات سایت
سال 1395
سال 1395
تبلیغات

مرور تاریخ/ حمله حاكمان محلي خراسان به سرزمين تركمن‌ها

تصویر کوچک شده تركمنها هيچوقت خود‌بخود به نواحي ايران يورش نمي‌بردند بلكه بر اثر ظلم و بي‌توجهي حكومت قاجار كينه‌اي در دل داشتند و بخاطر اين دشمني بود كه هر‌از چند‌گاهي براي گرفتن زهر‌چشم و اعلام موجوديت به نواحي ايراني‌نشين حلمه مي‌نمودند و مانند خود حاكمان محلي دولت قاجار به ويران نمودن و ضبط اموال سرزمين متصرفي مي‌پرداختند . حاكمان محلي هر‌از چند‌گاهي به تركمنها حمله مي‌نمودند و به قتل‌و‌غارت آنها مي‌پرداختند . به عنوان مثال در سال 1270ه‍ .ق محمد‌رحيم‌خان نايب حاكم بوزنجرد براي تصرف قلعه تركمنها به سرزمين اتك حمله نمود.

وي مي‌خواست قلعه را به تصرف خود در‌آورده و اموال آنها را به يغما برد اما وقتي كه به حوالي قلعه رسيد تسخير آنجا را خارج از قدرت خويش ديد اما پانزده نفر از تركمنهايي كه خارج از قلعه مانده بودند را اسير كرده و مراجعت نمود . ساكنان قلعه به تعقيب مهاجمان پرداختند و پس از رسيدن به آنها زدوخوردي ايجاد شد كه تركمنها نتوانستند تاب مقاومت بياورند و در نتيجه فرار نمودند و در اين زدوخورد عده‌اي ديگر از آنها كشته و اسير گشتند.
در همين سال يكي از حكام محلي خراسان به نام شاهزاده‌محمد‌يوسف‌افغان كه از طرف دولت ايران حكومت جام را داشت . با عده‌اي از لشكر‌يان خود به تاخت تركمنهاي ساكن اتك اقدام نمود. و در اين حمله نيز پانزده نفر از تركمنها را به اسارت درآوردند و گوسفندان بسياري را به يغما بردند . پس از مراجعت آنها تركمنها به تعقيب آنها پرداختند و توانستند مقداري از اموال غارت شده را پس بگيرند. نتيجه همين اقدامات حكام باعث حملات تركمنها براي غارت نواحي خراسان مي‌گشت.


حملة حاكم خيوه به تركمنها و كشته شدن وي( 1271 ه‍ .ق)
در اين سال (1271هـ .ق) محمد‌امين، خان‌خيوه با سپاهي قابل ملاحظه به تكه‌ها حمله برد و تلفات‌سنگيني بر آنها وارد‌آورد. اما اين پيروزي خيوه‌اي‌ها بزودي پس از آنكه تركمنها محمد‌امين‌خان را در چادرش غافلگيركرده به قتل رساندند به مصيبت تبديل شد.
شرح اين ماجرا چنين است كه: محمد‌امين‌خان والي خوارزم بواسطة قانون مرسوم خانهاي تركستان كه از رعايا وزير‌دستان زكات مي‌گرفتند . ماموري فرستاد و از تركمنهاي ساكن سرخس زكات طلبيد تركمنها كه خود را مستقل از خان‌خيوه مي‌پنداشتند و حاضر نبودند به هيچ قدرتي باج بدهند – فرستاده خان را به قتل رساندند و خان خوارزم با شنيدن اين مطلب به تاديب و تنبيه تركمنهاي مرو و سرخس عازم شد. و به جمع‌آوري لشكر و تهيه اسباب وآلات سفر جنگي پرداخت و از حكومتخان حاكم ميمند ياري خواست. مشاراليه نيز پسر خود را با لشكري نيرومند به خدمت خان خوارزم فرستاد . و همچنين تركمنهاي تحت تسلط خان‌خيوه و جماعتي از ازبك به اردوي خان ملحق شدند و به خدمت محمد‌امين‌خان در‌آمدند .
خان‌خيوه با جماعتي كثير و آذوقه‌اي مجهز در دشت بي‌آب و علف به راه افتادند و به قول خور‌موجي آن جماعت نيرومندكه تا آن تاريخ هيچ يك از سلاطين در مقابل آنها قادر به مقاومت نبودند به بيابانهاي مرو رسيدند و به ارسال نامه‌ها و دلايلي مبني بر علل لشكر‌كشي خود به طرف آنها پرداخت. اما اهالي سرخس فرستاده‌هاي آنها را با خواري و خفت اخراج نمودند و حاضر به تسليم و انقياد نشدند و دلايل خان خوارزم را غير‌منطقي دانسته در مقام دفاع بر‌آمدند . خان خوارزم با شنيدن اين اخبار به حمله و تنبيه تركمنها مصمم شد و از بيابانهاي مرو به طرف سرخس حركت كرد عده‌اي از ساكنين سرخس به مشهد‌مقدس رفته و از دولت ايران بر عليه خان‌خيوه ياري جستند . فرمانفرما فرمانرواي خراسان براي اين منظور لشكري جمع‌آوري نمود و قبل از حركت خودش حسنخان‌سبزواري را با چهارصد سوار روانه سرخس نمود كه آمدن لشكر از طرف ايران را به اطلاع اهالي سرخس برساند. از آن سو بيست‌و‌هفتم جمادي‌الثاني محمد‌امين‌خان با لشكري انبوه و مجلل به طرف سرخس حركت كرد و ابتدا سفيري به نزد تركمنها ارسال نمود كه آنها را به صلح دعوت نمايد و قول داد كه در صورت تسليم با آنها به خوبي رفتار نمايد اما با اين كار والي خوارزم به موفقيتي نرسيد و كار به جنگ كشيد و خان‌خيوه خواست قبل از رسيدن لشكر خراسان كار تركمنها را يكسره كند و بي‌درنگ لشكريان انبوه خود را براي تسخير قلعه و تدمير تركمنها فرمان داد.

ساكنين سرخس برج‌هاي قلعه را محكم كرده و عده‌اي از قلعه خارج شده و در بيرون از قلعه به دفاع پرداختند و مردانه پيكار نمودند. چنانكه ازبك‌ها شكست خوردند و چند عراده‌توپ وچندين قبضه شمخال و چندين رأس اسب و شتر به دست تركمنها افتاد.
روز ديگر نيز جنگ به همين منوال ادامه يافت ولي به علت كثرت لشكريان خيوه و نداشتن آذوقه نزد تركمنها‌ي سرخس اهالي سرخس پيشنهاد صلح نمودند ولي اين صلح انجام نشد و با رسيدن لشكريان خراسان جنگ ادامه يافت آخرالامر‌ خيوه‌ايها شكست خوردند و جمعي از آنها عرصة شمشير شدند و مراد‌بيگ‌باي‌نامي از بزرگان آنها نيز به قتل رسيد.
غنايم بسياري نصيب سرخسيها و لشكريان خراسان شد . دو‌ عراده‌توپ نيز از سپاه خوارزم به دست تركمنها افتاد. محمد‌امين‌خان هنگامي كه آگاه شد عليقلي‌خان‌مير‌پنچ و سامخان‌ايلخاني و سليمانخان‌درجزي و جواد‌خان‌شقاقي و محمد‌حسينخان و بيوك‌خان سرهنگ هر كدام با لشكري به جنگ آمدند و از عزيمت فرمانفرما نيز اطلاع يافت تصميم گرفت كه كار را يكسره كند.

لذا روز دوشنبه سلخ ‌جمادي‌ الاخر فوج‌فوج از لشكريان خود را به اطراف قلعه جهت رزم آورد و خود در مشرق قلعه بر‌روي بلندي به نام قانلي‌تپه (تپة‌خوني) قرار گرفت . منسوبان و گماشتگان در كنارش حاضر بودند و در آن وقت فرمان حمله داد از آن سو تركمنهاي سرخس و افواج خراساني از دروازة جنوبي و شمالي قلعه بيرون آمده به جنگ و جدال مشغول شدند.
بسياري از افراد در اين جنگ كشته شدند تا اينكه لشكريان خان‌خيوه شكست خوردند و لشكريان تركمن و خراساني آنها را محاصره كردند و در حين جنگ شخصي‌تركمن از مرو به نام «قربان‌كل» خان را شناخت و با شمشير بر دهانش زد كه تا بنا گوشش فرو رفت. خان از اسب افتاد و «صحت‌نياز‌خان» پسر اراز‌خان‌تركمن سرش را از بدن جدا نمود.
چند ماه بعد در همان سال، وقتي كه خان جديد خيوه ، عبدالله ، به اميد گرفتن انتقام اين شكست به مرو تاخت، سپاه او توسط تكه‌ها بفرماندهي قوشيدخان تارومار شد. خان‌خيوه، خود عبدالله نيز در اين جنگ كشته شد. اين شكست قطعي به حملات خيوه‌ ربراي فتح مرو پايان داد و به تكه اعتماد بنفس بخشيد كه اعلام استقلال كند و پرداخت خراج به خيوه‌ را متوقف سازد. اما اين هنوز پايان دردسر آنها نبود، چون در اين موقع ايرانيها حملات خود را به آنها تجديد كردند.

در هر حال محمد‌امين‌خان كشته شد و لشكريانش شكست‌خورده و از ديگر كشته شدگان لشكر خيوه در اين جنگ عبارتند از: قاضي‌خوارزم و عبدالله‌محرم و داروغه‌محرم و خدايا‌رلي، دولت‌يارلي، بيگ‌جان‌ديوان‌بيگي و سردار‌بيگ‌جان، نياز‌قلي‌‌منيگ‌باشي، اللّه‌قلي‌يوز‌باشي، حق‌نظر‌منيگ‌‌‌باشي ،‌دولت‌نياز‌يوز‌باشي، پسر‌نياز‌محمد‌باي، پسر‌حكومت‌خان والي ميمند، ويس‌باي‌خيوقي،‌ بيگ‌مراد‌باي‌تكه‌قرياني، سلطان‌تكه، محمد‌شيخ‌سردار، پسر‌عباس‌خان‌تكه و ميرزا‌احمد‌خان‌جمشيدي و سردار‌صالح‌هراتي كه از جانب ظهير‌الدوله‌رسول و جعفر‌آقاي‌كلاتي.

در اين جنگ نوزده عراده‌توپ و بيست‌و‌چهار صف‌شكن و پنجاه قبضه شمخال و چهارشقه علم بدست تركمنها و لشكريان خراسان افتاد. ‌

همانگونه كه ديديم در حملة خان‌خيوه به سرخس تركمنها از ايرانيان ياري جستند اما هر‌گاه از طرف ايرانيان مورد ظلم و چپاول قرار مي‌گرفتند تركمنها دست ياري بسوي خيوه‌ و بخارا دراز مي‌نمودند. البته خان‌خيوه مي‌خواست تركمنها را تحت انقياد خود درآورده و جزو رعاياي خود نمايد و از طرفي ديگر ايرانيان سرزمين تركمنها را جزو قلمرو خود مي‌پنداشتند ولي تركمنها از هيچ كدام اطاعت نمي‌كردند بلكه خود را مستقل مي‌پنداشتند و در حمله نظامي از هر طرف مقابله مي‌كردند و برخي اوقات براي جنگ با يكي از آنها از ديگري استمداد مي‌طلبيدند. كه بعد‌ها روسيه نيز به جمع دشمنان آنها اضافه شد و تركمنها از سه طرف مورد تهاجم و ظلم قرار گرفتند و آخرالامر بسيار ضعيف و بي‌جان شده ناچاراً تحت انقياد روسها درآمدند.

شميم مي‌نويسد: «بعد از شكست محمد‌امين‌خان پادشاه محلي خوارزم دست‌اندازي به مرزهاي شمال‌شرقي ايران براي دولت روسيه كاملاً باز و موانع بر‌طرف گرديد . دولت روسيه ابتدا به عنوان تجارت و اعزام مهاجر و رفت‌و‌آمد عادي عده‌اي از قواي قزاق را به حوالي خيوه فرستاد» و بالاخره بر مرو نيز دست يافتند و آخرالامر تمامي مناطق تركمنها را متصرف شدند.

يورش غافلگيرانه جعفر قلي خان به تركمنها و پادرمياني كاردار تركيه (1273 ه‍ .ق)
در سال 1273 ه‍ .ق «جعفر‌قلي خان، حاكم استراباد، حمله‌اي غافلگيرانه به تركمنهاي آغاز كرد، زيرا زمان حمله از طرف ايرانيها اين بار هم به صورتي وحشيانه انتخاب شده بود. تركمنها در حال برگزاري جشن سالانه بودند كه ايرانيها به آنها تاختند. 500 تركمن كشته و 1500 نفر آنها بانضمام رؤسايشان به اسارت درآمدند» .

جمعي از تركمنها قضيه را به اطلاع روستاهاي همسايه رساندن و دستجمعي به دنبال تعقيب دشمن رفتند و وقتي كه به آنها رسيدند با شمشير‌هايشان بسوي آنها حمله كردند. جعفرقلي‌خان ايلخاني همراهان خود را به مدافعه و كشتار تركمنها فرمان داد. تركمنها در زد و خورد با آنها ناچاراً عقب‌نشيني كردند و ايلخاني به بوز بخرد ]=بوجنورد[ رفت، تركمنها براي جبران اين خسارت مجدداً با لشكري تمام به چمن قوروق آمدند، ولي نتوانستند كاري از پيش ببرند و ناچاراً به سرزمين خود بازگشتند.

پس از اين ماجرا در همين سال ايلخاني به بهانه تنبيه تركمنهاي ساكن نخور كه در دو فرسنگي آباتك قرار داشتند به انها حمله كرد. نخورلاي‌ها از ديگر برادران تركمن خود ياري خواستند و در مقابل ايلخالي و لشكرش به مدافعه پرداختند. ولي در مقابل لشكر ايلخاني تاب مقاومت نياوردند و شكست خوردند و اموال آنها به غارت نيروهاي ايراني درآمد. (و طبق آداب موسوم شاهان ظالم قاجار). اين سردار قاتل و جبار شارلو در ازاء اين كشت و كشتار بيرحمانه و غارت رسزمين تركمنها از مقام شاهي بگرفتن يك قبضه شمشير مرصع سرافراز شد. و حكومت قاجار با دادن نشان افتخار عمليات وحشيانه آنها را بر عليه تركمنها تاييد و ترغيب مي‌نمودند.

اما تجاوز ايران بر ضد تركمنها پا درمياني سيد حيدر افندي كاردار سفارت تركيه را سبب شد. او به مقامات ايران در مورد اين حادثه اعتراض كرد و آزادي فوري تركمنهاي اسير را خواستار شد. وزير اعظم ايران اين درخواست او را برآورده كرد.

ظلم بي‌حد قاجارها و غارت و چپاول سرزمين تركمنها از طرف حكام محملي باعص شد كه تركمنها ناچار شوند به بيگانگاني همچون كشور استعمارگر بريتانيا التجاء برند. اما كشور انگليس هيگچونه كمكي به آنها نكرد. چرا كه اين كشور دوست داشت تركمنها سركوب شده و شر آنها بوسيله دولت ايران دفع شود. زيرا اين كشور از سياست كشورگشايي روسيه آگاهي داشت ولي دانست كه هرگاه سرزمين تركمنها تحت تسلط و انقياد ايران درنيايد به دست روسيه خواهد افتاد. در اين صورت روسها به هرات كه ديوار استحكامي انگليس محسوب مي‌شود نزديك مي‌شدند و افغانستان و سپس مستعمرة انگلستان يعني هند را در معرض خطر قرار مي‌دادند و تركمنها بعد از اينكه دريافتند از انگليسها هيچ كمكي نخواهد شد به برادران ديني و خوني خود يعني كشور عثماني التجاء برده و از آنها درخواست كمك نمودند. چرا كه يكبار پادرمياني آنها به سود تركمنها تمام شده بود. ولي متأسفانه در آنزمان عثماني نيز ضعيف بود و خود در معرض فشاراي قدرتهاي انگليسي و روسي قرار گرفته بود و نتوانست كمك شايان توجهي به تركمنها بكند.


يورش غافلگيرانه جعفر قلي خان به تركمنها و پادرمياني كاردار تركيه (1273 ه‍ .ق)
در سال 1273 ه‍ .ق «جعفر‌قلي خان، حاكم استراباد، حمله‌اي غافلگيرانه به تركمنهاي آخال كرد، زيرا زمان حمله از طرف ايرانيها اين بار هم به صورتي وحشيانه انتخاب شده بود. تركمنها در حال برگزاري جشن سالانه بودند كه ايرانيها به آنها تاختند. 500 تركمن كشته و 1500 نفر آنها بانضمام رؤسايشان به اسارت درآمدند» .

جمعي از تركمنها قضيه را به اطلاع روستاهاي همسايه رساندند و دستجمعي به دنبال تعقيب دشمن رفتند و وقتي كه به آنها رسيدند با شمشير‌هايشان بسوي آنها حمله كردند. جعفرقلي‌خان ايلخاني همراهان خود را به مدافعه و كشتار تركمنها فرمان داد. تركمنها در زد و خورد با آنها ناچاراً عقب‌نشيني كردند و ايلخاني به بوزنجرد ]=بجنورد[ رفت، تركمنها براي جبران اين خسارت مجدداً با لشكري تمام به چمن قوروق آمدند، ولي نتوانستند كاري از پيش ببرند و ناچاراً به سرزمين خود بازگشتند.

پس از اين ماجرا در همين سال ايلخاني به بهانه تنبيه تركمنهاي ساكن نخور كه در دو فرسنگي آب‌اتك قرار داشتند به آنها حمله كرد. نخورلي‌ها از ديگر برادران تركمن خود ياري خواستند و در مقابل ايلخالي و لشكرش به مدافعه پرداختند. ولي در مقابل لشكر ايلخاني تاب مقاومت نياوردند و شكست خوردند و اموال آنها به غارت نيروهاي ايراني درآمد. (و طبق آداب موسوم شاهان ظالم قاجار). اين سردار قاتل و جبار شادلو در ازاء اين كشت و كشتار بيرحمانه و غارت سرزمين تركمنها از مقام شاهي بگرفتن يك قبضه شمشير مرصع سرافراز شد. و حكومت قاجار با دادن نشان افتخار عمليات وحشيانه آنها را بر عليه تركمنها تاييد و ترغيب مي‌نمود.

اما تجاوز ايران بر ضد تركمنها پا درمياني سيد حيدر افندي كاردار سفارت تركيه را سبب شد. او به مقامات ايران در مورد اين حادثه اعتراض كرد و آزادي فوري تركمنهاي اسير را خواستار شد. وزير اعظم ايران اين درخواست او را برآورده كرد.

ظلم بي‌حد قاجارها و غارت و چپاول سرزمين تركمنها از طرف حكام محلي باعثس شد كه تركمنها ناچار شوند به بيگانگاني همچون كشور استعمارگر بريتانيا التجاء برند. اما كشور انگليس هيگچونه كمكي به آنها نكرد. چرا كه اين كشور دوست داشت تركمنها سركوب شده و شر آنها بوسيله دولت ايران دفع شود. زيرا اين كشور از سياست كشورگشايي روسيه آگاهي داشت ‌مي‌دانست كه هرگاه سرزمين تركمنها تحت تسلط و انقياد ايران درنيايد به دست روسيه خواهد افتاد. در اين صورت روسها به هرات كه ديوار استحكامي انگليس محسوب مي‌شود نزديك مي‌شدند و افغانستان و سپس مستعمرة انگلستان يعني هند را در معرض خطر قرار مي‌دادند. تركمنها بعد از اينكه دريافتند از انگليسها هيچ كمكي نخواهد شد به برادران ديني و خوني خود يعني كشور عثماني التجاء برده و از آنها درخواست كمك نمودند. چرا كه يكبار پادرمياني آنها به سود تركمنها تمام شده بود. ولي متأسفانه در آنزمان عثماني نيز ضعيف بود و خود در معرض فشار قدرتهاي انگليسي و روسي قرار گرفته بود و اينبار نتوانست كمك شايان توجهي به تركمنها بكند.



حمله تركمنها به كاروان خراساني به رهبري محمد شيخ تركمنان و ديگر حملات تركمنها بر خراسان (در سال 1273 ه‍ .ق):
در سال 1273 ه‍ .ق، تركمنهاي سرخس و قره ياب با دو سه هزار نفر به رهبري محمد شيخ تركمان در خاف و كاريز با كارواني از خراساني‌ها به جنگ پرداختند و به مقدار دو سه هزار شتر و قاطر با بار و بنه‌شان به تصرف خود درآوردند و به وطن خود برگشتند. در همين وقت ابراهيم‌خان قاجار و حسنخان سبزواري و صفر عليخان شاهسون از هرات به مشهد رفتند و در اين سفر از خواف به كاريز وارد شدند. در همانوقت عبدالعزيزخان و محمد حسينخان هزاره از باخزر و حاجي حسنعلي خوافي نيز هر يك با جمعي از افراد وارد كاريز شدندو با اطلاع از اخبار آنجا و حملة تركمنها و پيروزيشان به تعقيب محمد شيخ تركمان پرداختند. محمد شيخ با لشكريان و غنايم بدست آمده خود وارد جنگل «تومان آقا» شد و دو لشكر در آنجا به هم رسيدند و بين آنها كارزار و زدو خورد ايجاد شد. باباخان هزاره و حسنخان سبزواري و صفر عليخان مجبور به فرار شدند. حاجي حسنعلي‌خان و مير محسن خان خوافي با تركمنها به نبرد ادامه دادو اين نبرد از ظهر تا غروب به طول انجاميد و جمعي از تركمنها كشته شدند ولي در نهايت پيروزي با تركمنها بود و لشكريان خراساني تاديب و مأسور شدند. البته از آن سو در همين سال امان سعد نامي از تركمنها (يكي از سرداران ايل تكه) به اراضي خواف و تربت حمله نمود و عده‌اي را به اسارت برد.

و هم در اين سال ميرزا محمد قوام الدوله پيشكار خراسان از حمله محمد شيخ سردار تركمن به سرجام و بيوه ژن آگاه شد و نيز همان تركمنهاي همراه محمد شيخ در نواحي نيشابور نيز تاخت و تاز مي‌كردند. قوام الدوله ابتدا ابوالفتح‌خان سرتيپ را با جمعي از سواره و پياده به مقابل آنها فرستاد و سپس يكهزار و پانصد سوارة چاردولي و خمسه‌اي و خراساني و هزاره به دنبال ابوالفتح‌خان فرستاده شد. تركمنها به نيشابور و بعضي از قبايل تيموري حمله كردن و با غنيمتي بسيار و بدست آوردن اسير فراوان و كسب اموال و اثقال زياد به كارفش رفتند و سپس از آنجا عازم ميامي گرديدند و در اين بين ابوالفتح‌خان با دو عراده توپ و لشكري آراسته از جلوي آنها درآمده و فرمان حمله بر عليه تركمنها را صادر كرد. در همان ابتداي حمله تركمنها شكست خوردند و اسرا و غنايم را در آنجا گذاشتند و خود فرار كردند. لشكريان ايران به تعقيب آنها پرداختند و در حين تعقيب سيصد نفر از آنها را از دم تيغ گذراندند.

و همچنين در اين سال يك قافلة خراساني كه كالاي تجارتي به مشهد مقدس حمل مي‌نمودند از طرف تركمنهاي تكه مورد حمله قرار گرفتند. شتران قافله را با بار و چهار نفر از مكاريان به اسارت درآوردند. حاكم نردين به نام فرج الله خان با شنيدن اين خبر به تعقيب آنها رفت و در عملي به نام ياق توكلن (ياغ دوكيلن) به آنان رسيد واموال چپاول شده را پس گرفت و جمعي از آنها را مقتول و عده‌اي را به اسارت گرفت.

از ديگر حملات تركمنها به خراسان يورش تركمنهاي ساكن سرخس و قره‌ياب به مرزهاي خراسان است كه در اين سال (1273 هـ .ق) تركمنهاي ساكن سرخس و قره ياب از آق دربند عبور نموده به تاخت و تاز مرزهاي خراسان پرداختند. حسام السلطنه بااطلاع از اين موضوع جمعي از سران لشكر همچون صفر عليخان ومحمد تقيخان شاهسون و حسنخان قراپاپاق را با جمعي از لشكريان سواره نظام به حوالي «سنگ بست» فرستاد و دستور اقامت و اتراق در آنجا صادر نمود وهمچنين پرويزخان و ذوالفقارخان و لطف الله خان را با سواران خود به جانب «عنايت آباد» گسيل نمود.

تركمنها در آن تاخت جمعي را اسير نمودند و به طرف اوبه‌هاي خود به حركت درآمدند كه صفرعليخان با جمعي به تعقيب آنها پرداخت و در شوره كال به آن طايفه رسيد. در آنجا تركمنها با ديدن اوضاع سخت غنايم و اسرا را رها نموده به جانب عنايت آباد رهسپار شدند. مامورين عنايت آباد در مقابل آنها ظاهر شدند و صفر عليخان و ديگران نيز از پشت سر به آنها حمله ور شدند. اكثر تركمنها مقتول شدند و فقط عدة كمي از آنها جان سالم به در برده و نجات يافتند.

و هم در اين سال آقا محمد خان نامي از تركمنها به بوزنجرد حمله برد و لشكرياني از تركمنها وي را در اين يورش ياري نمودند. سبحانعلي‌خان برادر جعفر قليخان شادلو از اين واقعه آگاه گشت و جهت مدافعه آنها اقدام نمود.دراين حمله نيز تركمنها مغلوب شده و فرار كردند و تقريباً دويست و پنجاه نفر از آنها كشته شدند. بعد از اين ماجرا جعفرقليخان كه در آن حوالي به سر مي‌برد به استراباد مراجعت نمود و در حين ورود با لشكري كه در اختيار داشت ناگهان به قبيله جعفرباي از قبايل يموت تركمنها حمله‌ور شد، در اين حمله دويست نفر از آنها كشته شدند و پانصد ششصد نفر از آنها به اسارت درآمدند. اين قبيل اقدامات وحشيانه و غير انساني عادت جعفرقليخان و ديگر حاكمان قاجاري بوده است. تركمنهاي بيچاره وقتي از اين قضيه اطلاع حاصل كردند كه بسيار دير شده بود و با بلاي ناگهاني روبرو شده بودند.


يورش سلطان مراد ميرزا به تركمنها و التجاء تركمنها به بريتانيا و عثماني (1244 ه‍.ق/ 1857 م):
بعد از حمله ناگهاني جعفرقلي خان به آخال ]واتك[ با پادرمياني كاردار سفارت تركيه مجادله به پايان رسيد اما در همين سال ايران تهاجم خود و غارت و چپاول لشكريانش را در هرات و مرو ادامه داد. در همان سال سپاه ايران به فرماندهي سلطان مراد ميرزا هرات را اشغال كرد و در پائيز همان سال سلطان‌مراد ميرزا كه در اين موقع حاكم كل خراسان بود، هشتاد نفر از بزرگان تركمن را به كنفرانس مشهد دعوت كرد تا شرايط صلح بين ايران و تركمنها را مذاكره كنند. اما وقتي تركمنها براي شركت در كنفرانس به مشهد رسيدند، آنها را خائنانه دستگير و زنداني كردند . البته منبع مطلع ديگري خبر مي‌دهد كه بيست و چهار نفر از روسا و ريش سفيدان ايل تكه از قبيل قره شيطان و سفرك خان كه جهت تهنيت ورود به حسام السلطنه به مشهد رفته بودند بازداشت گرديدند. حاكم خراسان بعد از بازداشت متنفذين تركمن، قشون خود را جهت سركوبي تركمنان مرو و سرخس به حركت درآورد. به فرمان او قشون بزرگي كه از هرات مراجعت مي‌كرد. به تركمنهاي در حال استراحت حمله ور شده، يكصد و ده نفر گرفتار گشتند و بقيه از صحنه گريختند. تركمنهاي سرخس يكبار در مقابل خان خيوه با ايرانيها متحد شدند. اما اين اتحاد تاكتيكي بود و دوام نياورد و قشون كشي حاكم خراسان عليه سرخس مقطعي بودن آنرا تاييد مي‌كرد. او با عساكر خود كه مركب از هيجده فوج پياده و هشت هزار سواره بود، به تاديب تركمانان سرخس از مشهد مقدس حركت كرده، جماعت تراكمه از عزيمت اميرزاده مستحضر شده سرخس را خالي نموده در مرو اقامت گزيدند. تركمنهاي فريب خورده و شكست يافته، شروع به جستجوي حمايت از خارج كردند. آنها به هرات و استانبول سفير فرستادند تا در برابر ايران به آنها كمك شود. اول قول محمد بهادر را به نمايندگي به همراه نامه‌اي به سرهنگ تيلور، مامور بريتانيايي بر هرات فرستادند و حمايت بريتانيا را در برابر دشمنان منفورشان، ايرانيها، خواستار شدند. اما از اين كوشش چيزي جز نصيحت دوستانه سرهنگ تيلور عايدشان نشد.

بعد از اعزام سفير به هرات تركمنهاي تكه در سال 1724 سفير ديگري به نام محمد افندي را به استانبول فرستاند و وفاداري خودشان را به عثماني اعلام كردند و خواستار كمك آن كشور در برابر درگيريهايشان با ايران شدند. محمد افندي به محض رسيدن به استانبول به مقامات كشور عثماني گفت كه پادرمياني سيد حيدر افندي در سال قبل در تسكين آلام تركمنها بسيار ثمربخش بود. اما امثال قزلباشها برگشته مجدداً به ما حمله كردند. ما نيازمند حمايت و كمك شما در برابر حمله آنها هستيم. ما هيچكس را جز شما به عنوان برادر نداريم كه از لحاظ حمايت و كمك به آنها متكي باشيم. محمد افندي با اخذ جواب مساعد به درخواستهايش از استانبول به كشورش بازگشت.


===============
طاهر سارلی
پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ ترکمن
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*

اگر نمی‌توانید کد را تشخیص دهید، لطفا روی تصویر کلیک نمایید تا تصویر دیگری ساخته شود


حروف موجود در تصویر را وارد کنید
حساس به بزرگی و کوچکی حروف
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه
تبلیغات

ورود

واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

افراد آنلاين
12 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 12

بیشتر...
تبلیغات